تبلیغات
انتظار وصال
» صفحه اصلی
» مراسمات محرم 1394
» ولادت با سعادت امام حسن مجتبی ع مبارک باد
» اشعار و مطلب شهادت امام موسی کاظم علیه السلام
» اشعار مرثیه و نوحه شهادت حضرت زینب سلام الله علیها
» اشعار مدیحه و مولودی ولادت امام علی علیه السلام
» اشعار وفات حضرت ام البنین س
» اشعار مرثیه و نوحه فاطمیه - محمد مال گرد
» اشعار مرثیه و نوحه آخر صفر
» شعر نوحه زمینه اربعین حسینی
» شعر مرثیه اربعین حسینی
» شعر شهادت امام باقر (ع)
» شهادت امام جعفرصادق ع
» سرود میلاد امام حسن مجتبی ع
» شعر وفات حضرت خدیجه س
 انتظار وصال
درباره ما
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
مناجاتنامه - (شاعر:محمد مال گرد) دوباره مهمون توام ، صدام زدی بنده بیا ...مناجاتنامه - (شاعر:محمد مال گرد) یارب از بار گناهم خسته اممناجاتنامه - (شاعر:محمد مال گرد) بر درگهت آمدم دوباره تا خود کنی یاریم خدایامناجاتنامه - (حاج محمد طاهری) ای نوای دل بینوای من خدای منمناجاتنامه - یا الهی سالها اشک روان دادی مرامناجاتنامه - الـــهی یــا الـــهی یــا الــهی (شاعر ؟؟؟؟)مناجاتنامه - خداوندا گــدایت آمـــد امـــشب (شاعر ؟؟؟؟)مناجاتنامه - الـهی ای حــبیب اشـــک جــــاری (شاعر ؟؟؟؟)مناجاتنامه - بی پناهم من و سوی تو پـــناه آوردم (شاعر ؟؟؟؟)اشعار ماه مبارک رمضانخورشید ترین قبله ی خورشید تویی توبر حضرت سجاد و صفایش صلواتمیلاد زین العابدینه عید امام الساجدینه((مدیحه حضرت عباس(ع)))بریزید گل یاس، به قنداقه ی عباسمیلاد حضرت عباس(ع) - سرودمیلاد امام حسین(ع) - سرود((مدیحه میلاد امام حسین (ع)))مدیحه ولادت امام سجادعلیه السلاماشعار ماه شعبان المعظمهجران بهانه ای ست برای وصال هابی تو قفس با آسمان فرقی نداردچشمهایت حکایتی دارند که زهیر و حبیب می دانندیاحسین‌جان بیا منتظرم ـ کی‌می‌آیی حسین‌جان به برم2ز حالِ زارِ زینب دلی خبر نداردای برادرم بیا آخرِ عمرِ زینبهخوش اومدی برادرم، لحظه‌ی پر کشیدنهتو تمومِ زندگیم عشق تو مهمونِ منهآن کس که خریدارِ تو شد حضرت زینببه دریای پر از غم، امان از دلِ زینبکیست جز زینب صفای عالمیْنیه عمریه دلم حسین باهات بودتنگ غروب شد و دلم عقده‌ی خود وا می‌کنههر نوای من ـ یا حسین یا حسین یا حسین گریه های من ـ یا حسین یا حسین یا حسینحسین حسین جان برادر / نوحهوای ازدل زینب(س) داد از دل زینب(س)/ نوحهتنها گذاشتی زینب رو با کوه رنج و بلاراه چـاره نداره ، اشـکای غربـت من / نوحهزینب داره میره سفر ، با چشمایی پر ستارهموج می زنه ماتم ، تو چشم دریائیش/ نوحهامشب هلاکم می‌کنی با کنجِ ابرو یا علیصفحه ی مجنون دلم بسته به موی حیدر استامشب حرم خدا حرم شد از مقدم یار محترم شدوجه رب العالمین/ سرودسرود / وقتی كه می گم یا حیدر، دلِ من پرنده می شهسرود / محور تمـوم کائـنات ، حـیدراشعار ماه رجب المرجببا تبریک به مناسبت ولادت با سعادت امام علی ع و فرارسیدن ایام البیض ، اشعاری به همین مناسبتسرود ولادت مولا علی علیه السلام به همراه دانلود فایل صوتی سبک امشب از هر شب زیباتری کعبهزمزمه یا سرود مسجدی/ میلاد امیر المؤمنین علیه السلام حال دل حور و ملک گردیده عالی/آمد به دنیا حضرت مولی الموالیشور/امیر المؤمنین علیه السلام یا علی علی علی یا حیدر/یا حیدر یا حیدر یا حیدر علی یا حیدر...ای لنگر ثبات زمین و زمان علیفتاده مرغ دلم ز آشیان در این وادیاى ماه، مستنیر ز نور لقاى توكیستم من شاهكار ملك ذات كبریایمچرا چنین متوكل به ما جفا كردىنشاط روی چمن بین كه شُست ابر بهارفصل بهار آمد و عالم معطر استای ز سرو قد رعنا بر صنوبر طعنه زنبس كه رنگین است از عكس خزان هر سوهواخواهم امشب باز شیدایى كنمبه سر می پرورانم من هوای حضرت باقر(ع)سرود / آسمان امشب تا سحرگاهان بر سر مکه ریزد ستارهسرود/ مادر سادات عالم عید میلادت مبارکسرود /از عرش خداخبر رسیده سر زده سپیده آمد به نبی نور دو دیدهالسلام علیک یا ام البنین ... (نوحه زمینه)صاحب این عزا خود سقاست (مرثیه)یا ام الابالفضل / نوحه زمینهدل من خسته ز غم هاست کجایی عباسمنم غلام همه بچه های ام بنیناگر نشد که نهم رو به کربلای حسیناشعار ماه جمادی الثانیداره می خونه یه صدا به حال دلشکستهاسماء بریز آب روان روی دست مننوحه / تجهیز تو کردیم غریبانه شبانهمدایح فاطمیهمدایح فاطمیهمناجات با امام زمان عج در ایام فاطمیهمناجات با امام زمان عج در ایام فاطمیهمناجات با امام زمان عج در ایام فاطمیهمناجات با امام زمان عج در ایام فاطمیهخوش آمدی خوش آمدی زینب کبریزینب کبرا آمد زینت بابا آمدزلف عفاف، رشتۀ دامان زینب استدر مدح حضرت زینب سلام الله علیهااشعار ماه جمادی الاولاشعار ماه ربیع الثانیسرود / مولانا حسن حسن جانسرود / فصل غم رفت رسیده شادی میزنه لبخند امام هادیسرود / مدد 3 گل زهرا2سرود / یا امام عسگریآن دلبری که بندگی ات را روا نوشتزهی آن عبد خدایی که خدایی‌ست جلالشکی می‌شود به سامره در «سرّ من رای»از ازل آب و گلم گفت : که من کوثری امباز گیتى روشن آمد از جمال عسگرىشیعیان مژده كه از پرده برون یار آمدعاشقا، مستانگى از سر بگیر...این بارگاه قدس كه از عرش برتر است ...دوباره آمده ام تا به من بها بدهی ...روی قبرم بنویسید که خواهر بودم...حرم امن تو کافی است هراسان شده را...اشعار متفرقهتقدیم به محضر رهبرم امام خامنه ایدر ایام بمباران غزه توسط رژیم صهیونیستی ملعون این شعر در مناجات با امام زمان سروده شده است :در ایام بمباران غزه توسط رژیم صهیونیستی ملعون این شعر سروده شده است :وقتی سخن از درک بصیرت باشداشعار ماه ربیع الاولسامرا شد بیت الاحزان/ نوحهیا امام عسگری / نوحهنشسته در کنارِ من، گل زیبای شیدایی / شعر مرثیهای که چون شمع به پیشِ نظرم آب شدی/ شعر مرثیهدر فصل شهادتت خزانم/ شعر مرثیهمن دست خالی آمدم ، دست من و دامان تومگو که بی خردم هیچکس نمی خردم / شعر مناجاتی با امام رضا عآمدم ای شاه پناهم بده...ذکر نزول عطا، یا حسن و یا حسیناز تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد / شعر مرثیهآی کبوتر که نشستی روی گنبد طلابعضی وقتا که می خواد تو خلوتم یادم بیاد/ شعر مرثیه و نوحه شورگفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است/شعر مرثیهدوباره نسیمی ز غربت/دوباره غم وسوز سینهنوحه زمینه و واحد شهادت پیامبر اعظم صآخر ماه صفر مرثیه ها همینه / نوحه زمینهاز من مپرس زینب من معجرت چه شد / شعر مرثیه«چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام» / شعر مرثیهحسین جانم حسین جانمعمه جان زینب عمه جان زینبتا سایه سرت به سر محملم فتادای ساربان! ای ساربان! محمل نگهداراربعین آمده تا یاد غم یار کند...((امون از غریبی زینب واویلا واویلا 2))بین طشت زر سرخورشید زینب آمده...دوباره بوی ماتم...ایاصالح تسلیت بادا ز داغ سبط رسول الله ...بود ای ساربان اینجا منایم ...آقا بیا که ما زغمت گریه می کنیم...باز هم آوای زنگ کاروان آید بگوش...رقیه ... امانت برادر من ... رقیه ... شدی شبیه مادر من ...ناله ای در خرابه برپا شد...رفتی و دختر تو بی سروسامان مانده...وقتش رسیده دل دوباره پر بگیرد ...اشعار ماه صفراشعار ماه محرم
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
» ماه های قمری و مناسبتها
» مناسبات ملی فرهنگی
» اشعار اعیاد شعبانیه
» نظرات شما مخاطبان در وبلاگ
» پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلّم)
» امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام)
» حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
» کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
» سید الشهدا امام حسین (علیه السلام)
» سیدالساجدین امام زین العابدین(علیه السلام)
» امام محمد باقر (علیه السلام)
» شیخ الائمه امام جعقر صادق (علیه السلام)
» باب الحوائج امام موسی کاظم(علیه السلام)
» ثامن الحجج امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام)
» امام رضا و مهدویت
» جوادالائمه امام محمد تقی (علیه السلام)
» امام علی النقی الهادی (علیه السلام)
» امام حسن عسگری (ع)
» امام خمینی ره و شهدا و امام خامنه ای
» بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
» هتک حرمت به ساحت مقدس قرآن ؛
» حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)
» حضرت ام البنین (سلام الله علیها)
» کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
ابر برچسب‌ها
صفحه اصلی
+ نویسنده محمد مالگرد در 06:10 ب.ظ | نظرات()

 " یک اربعین برای تو غوغاست این دلم "

 " با اشک دیده محشر کبراست این دلم "

با توجه به اعمال تغییرات انجام شده در شیوه ی ارائه ی مطالب در این وبلاگ ، به استحضار می رساند که با بروز رسانی مطالب مندرج در این صفحه ، تاریخ ذیل صفحه تغییر خواهد کرد و این Page تنها در ارائه ی اشعار خدمتتان قرار داده می شود . لذا به منظور بهتر شدن دسترسی شما بزرگواران به اشعار مورد نظر و همچنین جلوگیری از پراکندگی مطالب تغییر اعمال شده را به اجرا در آوردم و امیدوارم که سبب بهره مندی بهتر شما بزرگواران و مداحان ارجمند را ایجاد کرده باشم .

"یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین به ظهور الحجة"
التماس دعا
محمد مال گرد


برای ورود به صفحات اشعار بر روی عکس یا متن کلیک کنید و درباره ی تغییر اعمال شده در وبلاگ نظر دهید


          اشعار ماه محرم   شهادت امام حسینع و امام سجادع         
    اشعار ماه صفر اربعین حسینی ،شهادت پیامبرص  شهادت امام حسن مجتبیع و امام رضاع             اشعار ماه ربیع الاول   شهادت امام حسن عسگریع ، میلاد پیامبرص و امام صادقع
  اشعار ماه ربیع الثانی  ولادت امام عسگریع   ،   وفات حضرت معصومه س


  اشعار ماه جمادی الاول ولادت حضرت زینبس    ،    شهادت حضرت زهرا س                              
اشعار ماه جمادی الثانی شهادت حضرت زهراس ، وفات حضرت ام البنینس ، ولادت  حضرت زهراس

اشعار ماه رجب المرجب ولادت امام باقرع ، شهادت امام هادیع ، ولادت امام علیع ، شهادت حضرت زینب س

اشعار ماه شعبان شهادت امام کاظمع ، عید مبعث ، اعیاد  شعبانیه، ولادت علی اکبرع ،میلاد امام زمانعج    



اشعار ماه مبارک رمضان مناجات ، میلاد امام حسن مجتبیع ، ایام شهادت امام علیع


 
 اشعار ماه شوال شهادت امام صادقع  

  اشعار ماه ذی القعده ولادت حضرت معصومه س ، ولادت امام رضاع ، شهادت امام جوادع 
                                     


اشعار ماه ذی الحجه ازدواج حضرت زهراس و امام علیع  ، ولادت امام هادی ع ، عید سعید غدیر خم        


اشعار متفرقه اشعار بصیرتی ، اشعار ولایتی ، اشعار شهدا
                                                                        
اشعار مناجات با امام زمانعجّل الله تعالی فرجه الشریف


     

این وبلاگ با نیت ترویج فرهنگ غنی ایران اسلامی و با هدف توسعه ی تبلیغ دین مبین اسلام و ارزشهای انقلاب اسلامی توسط این ذره غبار عشق درگاه اهل بیت (محمد مال گرد) ایجاد شده است و انشاءالله مطالب ارزشمند شامل اشعار و مطالب مرتبط با مناسبتها در آن قرار خواهد گرفت . عزیزانی که تمایل دارند در جهت مداحی مراسمات مذهبی در خدمتشان باشم می توانند با شماره تماس 09166158167 پیامک فرستاده تا با ایشان تماس بگیرم . التماس دعا

                                                                     

** در حال اصلاح و توسعه ی کیفیت وبلاگ در مدیریت مطالب آن هستم؛ لذا ممکن است به روز رسانی مطالب با تأخیر همراه باشد که این مسئله به عنایت خداوند و اهل بیت ان شاء الله به زودی رفع خواهد شد و با سیمایی جدید از ارائه ی مطالب در خدمتتان خواهم بود.

                                                                                                                                                             محمد مال گرد



این بخش در مناسبتهای مذهبی به روز می شود :



ادامه مطلب

مراسمات محرم 1394
+ نویسنده محمد مالگرد در 11:57 ق.ظ | نظرات()
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین


ضمن تشکر از تمامی عزیزانی که لطف داشته و در ایام ماه محرم امسال همچون سال های گذشته دعای خیرشان همراه ما خادمان ارباب بود بالاخص حضرت زهراسلام الله علیها و امام زمانعجّل الله تعالی فرجه الشریف و با یادی از شهدا و امام راحل و تمامی عزیزانی که سالها ما را در مکتب سیدالشهدا تربیت کردند و امروز در بستر خاک آرمیده اند ، الحمد لله توفیق نوکری مجدد حاصل آمد که به لطف عزیزان دست اندرکار فعالیت در عرصه ی صوت و تصویر از این حقیر برنامه هایی ضبط شده وجود دارد که فایل های آن به درخواست برخی عزیزان در این وبلاگ به آدرس صفحات دانلود موجود می باشد و بزرگواران می توانند به همین منظور با کلیک بر روی آدرس ها وارد صفحه شده و دانلود بفرمایند :


مراسم شب هفتم محرم با نوای کربلایی محمد مالگرد-مسجد سیدالشهدا بهارستان -اهواز
نویسنده حامی در یکشنبه سوم آبان ۱۳۹۴ | نظر بدهید

 

شب دوم محرم :

 

مرثیه ورودیه کاروان (مسجد سیدالشهدا بهارستان)

مداحی زمینه 1 (باز این چه شورش است)

مداحی زمینه 2 (آه از دل زینب     وای از دل زینب)



مراسم دهه اول محرم 1394 هیئت فرهنگی مذهبی خدّام الحسینعلیه السلام 





برچسب‌ها: مداحی 1394 محرم ،مداحی محمد مال گرد ،
ولادت با سعادت امام حسن مجتبی ع مبارک باد
+ نویسنده محمد مالگرد در 04:10 ق.ظ | نظرات()

 
40سخن کوتاه ولی پرمحتوا از امام حسن مجتبی علیه السلام


1. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : زهد چیست‌ ؟ فرمود : رغبت‌ به‌ تقوى‌ و بى‌ رغبتى‌ به‌ دنیا .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)


2.  از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : مروت‌ چیست‌ ؟ فرمود : حفظ دین‌ ، عزت‌ نفس‌ ، نرمش‌ ، احسان‌ ، پرداخت‌ حقوق‌ و اظ‌هار دوستى‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)


3. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : كرم‌ چیست‌ ؟ فرمود : بخشش‌ پیش‌ از خواهش‌ و اطعام‌ در قحطى‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)


4.  از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد بخل‌ چیست‌ ؟ فرمود : آنچه‌ در كف‌ دارى‌ شرف‌ بدانى‌ ، و آنچه‌ انفاق‌ كنى‌ تلف‌ شمارى‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)


5. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : بى‌ نیازى‌ چیست‌ ؟ فرمود : رضایت‌ نفس‌ به‌ آنچه‌ برایش‌ قسمت‌ شده‌ ، هر چند كم‌ باشد .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)


6 .  از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : فقر چیست‌ ؟ فرمود : حرص‌ به‌ هر چیز .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)


7. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : شرف‌ چیست‌ ؟ فرمود : موافقت‌ با دوستان‌ و حفظ همسایگان‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)


8. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : پستى‌ و ناكسى‌ چیست‌ ؟ فرمود : به‌ خود رسیدن‌ و بى‌اعتنایى‌ به‌ همسر .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)


9. پناهنده‌ به‌ خدا آسوده‌ و محفوخ‌ است‌ ، و دشمنش‌ ترسان‌ و بى‌یاور 

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)


10. از خدا بر حذر باشید با زیادى‌ یاد او ، و از خدا بترسید به‌ وسیله‌ تقوى‌ ، و به‌ خدا نزدیك‌ شوید با طاعت‌ ، به‌ درستى‌ كه‌ او نزدیك‌ است‌ و پاسخگو .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)


11.  بزرگى‌ كسانى‌ كه‌ عظمت‌ خدا را دانستند این‌ است‌ كه‌ تواضع‌ كنند ، و عزت‌ آنها كه‌ جلال‌ خدا را شناختند این‌ است‌ كه‌ برایش‌ زبونى‌ كنند ، و سلامت‌ آنها كه‌ دانستند خدا چه‌ قدرتى‌ دارد این‌ است‌ كه‌ به‌ او تسلیم‌ شوند .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)


12. بدانید كه‌ خدا شما را بیهوده‌ نیافریده‌ و سر خود رها نكرده‌ ، مدت‌ عمر شما را معین‌ كرده‌ ، و روزى‌ شما را میانتان‌ قسمت‌ كرده‌ ، تا هر خردمندى‌ اندازه‌ خود را بداند و بفهمد كه‌ هر چه‌ برایش‌ مقدر است‌ به‌ او مى‌رسد ، و هر چه‌ از او نیست‌ به‌ او نخواهد رسید ، خدا خرج‌ دنیاى‌ شما را كفایت‌ كرده‌ و شما را براى‌ پرستش‌ فراغت‌ بخشیده‌ و به‌ شكرگزارى‌ تشویق‌ كرده‌ ، و ذكر و نماز را بر شما واجب‌ كرده‌ و تقوى‌ را به‌ شما سفارش‌ كرده‌ ، و آن‌ را نهایت‌ رضایت‌مندى‌ خود مقرر ساخته‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 234)


13.  اى‌ بندگان‌ خدا ، از خدا بپرهیزید ، و بدانید كه‌ هر كس‌ از خدا بپرهیزد ، خداوند او را به‌ خوبى‌ از فتنه‌ها و آزمایشها برآورد و در كارش‌ موفق‌ سازد و راه‌ حق‌ را برایش‌ آماده‌ كند .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 234)


14.  هیچ‌ مردمى‌ با هم‌ مشورت‌ نكند مگر اینكه‌ به‌ درستى‌ هدایت‌ شوند .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)


15.  پستى‌ و ناكسى‌ این‌ است‌ كه‌ شكر نعمت‌ نكنى‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)


16. در طلب‌ مانند شخص‌ پیروز مكوش‌ ، و مانند كسى‌ كه‌ تسلیم‌ شده‌ به‌ قدر اعتماد نكن‌ چون‌ به‌ دنبال‌ كسب‌ و روزى‌ رفتن‌ سنت‌ است‌ ، و میانه‌روى‌ در طلب‌ روزى‌ از عفت‌ است‌ ، و عفت‌ مانع‌ روزى‌ نیست‌ ، و حرص‌ موجب‌ زیادى‌ رزق‌ نیست‌ . به‌ درستى‌ كه‌ روزى‌ قسمت‌ شده‌ و حرص‌ زدن‌ ، موجب‌ گناه‌ مى‌شود .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)


17. انسان‌ تا وعده‌ نداده‌ ، آزاد است‌ . اما وقتى‌ وعده‌ مى‌دهد زیر بار مسؤولیت‌ مى‌رود ، و تا به‌ وعده‌اش‌ عمل‌ نكند رها نخواهد شد .

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 113)


18. آن‌ كس‌ كه‌ بر حسن‌ اختیار خداوند توكل‌ و اعتماد كند ( و به‌ قضا و قدر الهى‌ خوشنود باشد ) آرزو نمى‌كند در غیر حالى‌ باشد كه‌ خداوند برایش‌ اختیار كرده‌ است‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)


19.  خیرى‌ كه‌ هیچ‌ شرى‌ در آن‌ نیست‌ ، شكر بر نعمت‌ و صبر بر مصیبت‌ و ناگوار است‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)


20. آن‌ حضرت‌ - علیه‌ السلام‌ - به‌ مردى‌ كه‌ از بیمارى‌ شفا یافته‌ بود ، فرمود : خدا یادت‌ كرد پس‌ یادش‌ كن‌ ، و از تو گذشت‌ پس‌ شكرش‌ كن‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)


21.  هر كس‌ كه‌ پیوسته‌ به‌ مسجد رود یكى‌ از این‌ هشت‌ فایده‌ نصیبش‌ شود :

آیه‌ محكمه‌ ، دست‌یابى‌ به‌ برادرى‌ سودمند ، دانشى‌ تازه‌ ، رحمتى‌ مورد انتظار ، سخنى‌ كه‌ او را به‌ راه‌ راست‌ كشد یا او را از هلاكت‌ برهاند ، ترك‌ گناهان‌ از شرم‌ مردم‌ و ترس‌ از خدا .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 238)


22.  به‌ درستى‌ كه‌ پر دیدترین‌ دیده‌ها آن‌ است‌ كه‌ در خیر نفوذ كند ، و شنواترین‌ گوشها آن‌ است‌ كه‌ تذكرى‌ را بشنود و از آن‌ سود برد ، سالمترین‌ دلها آن‌ است‌ كه‌ از شبه‌ها پاك‌ باشد .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 238)


23.  مردى‌ به‌ امام‌ حسن‌ - علیه‌ السلام‌ - عرض‌ كرد : دخترى‌ دارم‌ ، به‌ نظر شما با چه‌ كسى‌ وصلت‌ كنم‌ . فرمود : با كسى‌ كه‌ متقى‌ و باایمان‌ باشد .

چون‌ اگر او را دوست‌ بدارد ، مورد احترامش‌ قرار مى‌دهد ، و اگر از او نفرت‌ داشته‌ باشد ، به‌ او ظ‌لم‌ نمى‌كند .

(مستظ‌رف‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 218)


24. به‌ درستى‌ كه‌ نعمت‌ دنیا پایدار نیست‌ ، نه‌ از آسیبش‌ آسودگى‌ هست‌ ، و نه‌ از بدیهایش‌ جلوگیرى‌ ، فریبى‌ است‌ حایل‌ سعادت‌ ، و تكیه‌ گاهى‌ است‌ خمیده‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 239)


25.  اى‌ بندگان‌ خدا از عبرتها پند گیرید ، و از اثر گذشتگان‌ متوجه‌ شوید ، و به‌ وسیله‌ نعمتها از نافرمانى‌ خدا باز ایستید ، و از پندها سود برید .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 239)


26. به‌ درستى‌ كه‌ خداوند ماه‌ رمضان‌ را میدان‌ مسابقه‌ خلق‌ خود ساخته‌ تا به‌ وسیله‌ طاعتش‌ به‌ رضاى‌ او سبقت‌ گیرند .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 239)


27.  به‌ خدا سوگند اگر پرده‌ برگیرند ، معلوم‌ مى‌شود كه‌ نیكوكار مشغول‌ كار نیك‌ خود است‌ و بدكار گرفتار بدكردارى‌ خود .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 240)


28.  اى‌ پسرم‌ با هیچكس‌ برادرى‌ مكن‌ تا بدانى‌ كجا مى‌رود و از كجا مى‌آید و چه‌ ریشه‌اى‌ دارد ، پس‌ چون‌ خوب‌ از حالش‌ آگاه‌ شدى‌ و معاشرتش‌ را پسندیدى‌ با او برادرى‌ كن‌ به‌ شرط گذشت‌ از لغزش‌ و كمك‌ در تنگى‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)


29.  از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : ترس‌ چیست‌ ؟ فرمود : دلیرى‌ بر دوست‌ و گریز از دشمن‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)


30. ننگ‌ كشیدن‌ آسانتر از دوزخ‌ رفتن‌ است‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)


31.  سفاهت‌ ، به‌ پستى‌ گراییدن‌ و با گمراهان‌ نشستن‌ است‌ .

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 115)


32.  آن‌ حضرت‌ در وصف‌ برادر ( دوست‌ ) نیكوكارش‌ فرمود : از همه‌ مردم‌ در چشم‌ من‌ بزرگتر بود و سر بزرگوارى‌ او در نظر من‌ كوچكى‌ دنیا در چشم‌ او بود ، جهل‌ و نادانى‌ بر او تسلط نداشت‌ ، اقدام‌ نمى‌كرد مگر بعد از اطمینان‌ به‌ سودمند بودن‌ آن‌ . نه‌ شكایتى‌ داشت‌ و نه‌ خشم‌ و دلتنگى‌ .

بیشتر عمرش‌ خاموش‌ بود ، و چون‌ لب‌ به‌ سخن‌ مى‌گشود بر همه‌ گوینده‌ها چیره‌ بود ، ضعیف‌ و ناتوان‌ مى‌نمود ، اما هنگام‌ نبرد شیرى‌ درنده‌ بود . چون‌ با دانشمندان‌ مى‌نشست‌ به‌ شنیدن‌ شیفته‌تر بود تا گفتن‌ .

به‌ هنگام‌ ضرورت‌ سخن‌ ، سكوت‌ خود را مى‌شكست‌ . نمى‌گفت‌ آنچه‌ را عمل‌ نمى‌كرد و عمل‌ مى‌كرد آنچه‌ را نمى‌گفت‌ ، چون‌ در برابر دو كار قرار مى‌گرفت‌ كه‌ نمى‌دانست‌ كدام‌ خداپسندانه‌تر است‌ آن‌ را در نظر مى‌گرفت‌ كه‌ پسند نفسش‌ نبود ، هیچكس‌ را به‌ خاطر كارى‌ كه‌ مى‌توان‌ از آن‌ عذرى‌ آورد سرزنش‌ نمى‌كرد .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)


33.  كسى‌ كه‌ عقل‌ ندارد ادب‌ ندارد ، و كسى‌ كه‌ همت‌ ندارد مروت‌ ندارد ، و كسى‌ كه‌ دین‌ ندارد حیا ندارد . و خردمندى‌ موجب‌ معاشرت‌ نیكو با مردم‌ است‌ ، و به‌ وسیله‌ عقل‌ سعادت‌ هر دو عالم‌ به‌ دست‌ مى‌آید .

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 111)


34. تعجب‌ مى‌كنم‌ از كسانیكه‌ در غذاى‌ جسم‌ خود فكر مى‌كنند ولى‌ در امور معنوى‌ و غذاى‌ جان‌ خویش‌ تفكر نمى‌كنند. شكم‌ را از طعام‌ مضر حفظ مى‌كنند ولى‌ در روح‌ و روان‌ خویش‌ افكار پلید و پستى‌ را وارد مى‌كنند .

(بحار الانوار، ج‌ 1 ، ص‌ 218)


35.  حضرت‌ مجتبى‌ - علیه‌ الاسلام‌ - بهترین‌ جامه‌هاى‌ خود را در موقع‌ نماز مى‌پوشید ، كسانى‌ از آن‌ حضرت‌ سبب‌ این‌ كار را سؤال‌ كردند ، در جواب‌ فرمود : خداند جمیل‌ است‌ و جمال‌ و زیبایى‌ را دوست‌ دارد به‌ این‌ جهت‌ خود را در پیشگاه‌ الهى‌ زینت‌ مى‌كنم‌ ، خداوند امر فرموده‌ كه‌ با زینت‌هاى‌ خود در مساجد حاضر شوید .

(تفسیر عیاشى‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 14)


36. تنها چیزى‌ كه‌ در این‌ دنیاى‌ فانى‌ ، باقى‌ مى‌ماند قرآن‌ است‌ ، پس‌ قرآن‌ را پیشوا و امام‌ خود قرار دهید ، تا به‌ راه‌ راست‌ و مستقیم‌ هدایت‌ شوید .

همانا محق‌ ترین‌ مردم‌ به‌ قرآن‌ كسانى‌ هستند كه‌ بدان‌ عمل‌ كنند اگر چه‌ آن‌ را حفظ نكرده‌ باشند ، و دورترین‌ افراد از قرآن‌ كسانى‌ هستند كه‌ به‌ دستورات‌ آن‌ عمل‌ نكنند گرچه‌ قارى‌ و خواننده‌ آن‌ باشند .

(ارشاد القلوب‌ ، ص‌ 102)


37. اى‌ مردم‌ هر كس‌ براى‌ خدا اخلاص‌ ورزد و سخن‌ او را راهنماى‌ خود قرار دهد به‌ راهى‌ كه‌ درست‌تر و استوارتر است‌ هدایت‌ مى‌شود و خداوند او را براى‌ آگاهى‌ و هوشیارى‌ توفیق‌ داده‌ و به‌ عاقبت‌ خوش‌ كمك‌ كرده‌ است.

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)


38.  پرسش‌ صحیح‌ نیمى‌ از علم‌ است‌ ، و مدارا كردن‌ با مردم‌ نیمى‌ از عقل‌ است‌ ، و اقتصاد و اعتدال‌ در زندگى‌ نیمى‌ از مخارج‌ است‌ .

(شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ ابن‌ ابى‌ الحدید ، ج‌ 18 ، ص‌ 108)


39. بیشترین‌ زیركى‌ ، ترس‌ از خدا و پرهیزكارى‌ است‌ و بیشترین‌ نادانى‌ ، عیاشى‌ و شهوترانى‌ است‌ .

(حلیه‌ الاولیاء ، ج‌ 2 ، ص‌ 37)


40.  مادرم‌ فاطمه‌ ( س‌ ) را دیدم‌ كه‌ شب‌ جمعه‌ تا صبح‌ مشغول‌ عبادت‌ و ركوع‌ و سجود بود و شنیدم‌ كه‌ براى‌ مؤمنین‌ دعا مى‌كرد و اسامى‌ آنان‌ را ذكر مى‌نمود و براى‌ آنان‌ بسیار دعا مى‌كرد ولى‌ براى‌ خودش‌ دعا نكرد ، پس‌ به‌ او عرض‌ كردم‌ : مادر چرا همان‌ طور كه‌ براى‌ دیگران‌ دعا كردى‌ براى‌ خودت‌ دعا نكردى‌ ، فرمودند : پسرم‌ ، اول‌ همسایه‌ را مقدم‌ دار و سپس‌ خود و اهل‌ خانه‌ را .

(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 81)




اشعار و مطلب شهادت امام موسی کاظم علیه السلام
+ نویسنده محمد مالگرد در 07:42 ب.ظ | نظرات()


زمینه – شهادت امام کاظم علیه السلام

یا سیدی موسی بن جعفر2بار   مددی باب الحوائج

یاس گلستان پیغمبر/ای پسر زهرا و حیدر/سیدی موسی بن جعفر

تا به فلک رفته سوز آهت/گوشه ی زندان شد قتلگاهت

فضل و شرافت بوده گناهت/گوشه ی زندان شد قتلگاهت

یا سیدی موسی بن جعفر2بار   مددی باب الحوائج

 

دیده شده با یاد تو تر/ای به همه مولا و سرور/سیدی موسی بن جعفر

گوش دلم بشنود صدای/ناله ی جانسوز مادر تو

سندی بن شاهک یهودی/تازیانه زد به پیکر تو

یا سیدی موسی بن جعفر2بار   مددی باب الحوائج

 

دل تو شد خون ازکینه و/جنایت آن خصم کافر/سیدی موسی بن جعفر

از غم تو محشری به پا شد/حق ّ رسالت چه خوش ادا شد

دست و پا بسته با غل و زنجیر/گوشه ی زندان جانت فدا شد

یا سیدی موسی بن جعفر2بار   مددی باب الحوائج

سبک نوحه

***

نوحه واحد



شده این دل بی قرارم/ثناخوان موسی بن جعفر

چرا حال زارم نباشد/پریشان موسی جعفر

همان که به زندان بغداد/شده کشته از ظلم هارون

به یاد غم بی حد او/دل عاشقانش بُود خون

به مرثیه هایش/زند ناله زهرا

واویلا واویلا/واویلا واویلا

واویلا واغربتا...

چو آباء و اَجداد پاکش/بتابد ازو نور ایمان

بَرد دل ز کُلّ ملائک/مناجات او بین زندان

بُوَد وارث داغ مادر/همان بی قرین ِ یگانه

شده رزق او وقت افطار/رطب هایی از تازیانه

به جانش رسیده/شراری ز غمها

واویلا واویلا/واویلا واویلا

واویلا واغربتا...

ولیّ خدا را به زندان/نبوده اُمید نجاتی

یهودی شده قاتل او/وَ زنده شده خاطراتی

اسیران دلخون و شام و/عُبور از محلی پر از شر

خورَد سنگ ِ کین از روی بام/سر ِ پاک فرزند حیدر

بسوزم چو شمعی/که جان گشته بر لب

دگر من نگویم/چه ها دیده زینب

واویلا واغربتا...

***


امام كاظم(علیه‌السلام) قهرمان صبر 

و استقامت در بند زندان

شهادت امام كاظم علیه السلام

می‌خواهیم از هفتمین جلوه شمس هدی، وارث ولایت كبری، فروغ تابان امامت، حضرت موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) سخن به میان آوریم. گرچه فصل فصل كتاب زندگی سراسر درخشان او درس سازندگی، عرفان، اخلاق، مبارزه، عبودیت و ارزش‌های والای دیگر است، چرا كه او خمیره‌ای از "روح‌القدس" و شكوه ابدی، و آیینه و مظهر صفات جمال و جلال خداوندی بود. می‌خواهیم از گوشه زندان او پرده برداریم، آن جا كه آزادمردی در بند را با یك جهان شكوه و وقار می‌نگریم، كه امواج نیل صبر و مقاومتش چونان موسای كلیم(علیه‌السلام) فرعون عباسی را به لجه هلاكت و فلاكت افكنده است.

او همچون الماس در زندان تاریك بود، و هارون بر سریر سلطنت چون مُهره‌ای تیره و بی بها. زندگی قهرمانانه امام كاظم(علیه‌السلام) در زندان، حقیقت توحید و ارتباط خالص با خدای بزرگ را نشان داد، و با صبر و مقاومتش بر ستمگران تاریخ آموخت كه با بند و زنجیر، نمی‌توان چراغ آزادی و فضیلت را خاموش كرد. "كاظم" كلمه نبود، بلكه یك جهان مقاومت و ایستادگی در برابر جباران شكنجه‌گر بود، شكوهی وصف ناپذیر به بلندای خورشید بود، فریادی صاعقه خیز بر خرمن هستی پلید طاغوتیان.

او همچون الماس در زندان تاریك بود، و هارون بر سریر سلطنت چون مُهره‌ای تیره و بی بها. زندگی قهرمانانه امام كاظم(علیه‌السلام) در زندان، حقیقت توحید و ارتباط خالص با خدای بزرگ را نشان داد، و با صبر و مقاومتش بر ستمگران تاریخ آموخت كه با بند و زنجیر، نمی‌توان چراغ آزادی و فضیلت را خاموش كرد.

شمشیر علی(علیه‌السلام) در دست داشت و فریاد فاطمه(سلام الله علیها) در حنجره، و خون حسین(علیه‌السلام) در رگ‌هایش جاری بود، او وجود عینی قرآن بود، حركت‌های پرصلابت، و واكنش قاطع او در برابر زورمندان زراندوز و تزویرگران سالوس صفت، چون طوفان كوبنده‌ای بود كه روزگار آنها را سیاه می‌كرد.

وصفش را از كوه دماوند پرسیدم، گفت: از من استوارتر است. از امواج كوه پیكر اقیانوس پرسیدم گفت: از من خروشان‌تر است. از خورشید پرسیدم گفت: از من درخشان‌تر است. از ماه پرسیدم گفت: از من تابان‌تر است. از غرش رعد و برق پرسیدم، گفتند: غرش او بر ستمگران جبار از غرّش ما بلندتر و نافذتر است. از خدای بزرگ پرسیدم، فرمود: بنده صالح ما است و همواره در سجده‌های طولانی با ما در راز و نیاز است. از قرآن پرسیدم، گفت: آیه آیه من در زندگیش دیده می‌شود، از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) پرسیدم، فرمود: "جبرئیل برایم این پیام را از سوی خداوند آورد، كه خداوند فرمود: موسی عبدی و حبیبی و خیرتی(1)؛ حضرت موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) بنده و دوست من، و برگزیده من از میان انسان‌ها است."

برای یافتن این مفاهیم در زندگی امام كاظم(علیه‌السلام) نظر شما را به چند نمونه از مقاومت و صبر انقلابی و پرصلابت آن حضرت در برابر هارون الرشید، پنجمین طاغوت دیكتاتور عباسی، جلب می‌كنیم:

"كاظم" كلمه نبود، بلكه یك جهان مقاومت و ایستادگی در برابر جباران شكنجه‌گر بود، شكوهی وصف ناپذیر به بلندای خورشید بود، فریادی صاعقه خیز بر خرمن هستی پلید طاغوتیان.

1ـ هارون الرشید در سال 179 ه.ق، در سفر حج وارد مدینه شد، و امام كاظم(علیه‌السلام) را به جرم این كه تسلیم حكومت جابرانه او نبود، بلكه رو در روی او قرار گرفته بود، دستگیر كرده و همراه دژخیمان بی‌رحمش به سوی بصره فرستاد، و آن حضرت را در بصره به زندان افكندند، او در زندان آن چنان صبور و مقاوم بود كه گویی حادثه‌ای در زندگی‌اش رخ نداده، بلكه مكرر به درگاه خدا سپاسگزاری می‌كرد و در دعا چنین می‌گفت: "اللهم انك تعلم انی كنت اسئلك ان تفرغنی لعبادتك، اللهم و قد فعلت فلك الحمد(2)؛ خدایا تو بر حال من آگاهی كه از درگاهت تقاضا داشتم مرا در خلوتگاه قرار دهی تا با فراغت بیشتر تو را عبادت كنم، تقاضایم را برآوردی، تو را شكر و سپاس می‌گویم."

آری آن حضرت زندانی شدن را كه در مسیر نهی از منكر بود، از نعمت‌های الهی می‌دانست، و از این كه در زندان توفیق بیشتر برای ارتباط با خدا یافته، شكر و سپاس الهی را به جای می‌آورد.

2ـ در آن هنگام كه امام كاظم(علیه‌السلام) را به زندان سخت "سِندی بن شاهك" بردند، و در آن جا تحت شكنجه‌های شدید قرار گرفت، هارون یكی از درباریان خود به نام "ربیع" را طلبید، و او را مامور كرد كه به زندان نزد امام كاظم(علیه‌السلام) برود و از او دلجویی نماید و پیشنهاد آزاد شدن از زندان را به او بدهد، و به تقاضاهایش توجه كند. ربیع در زندان، به محضر امام كاظم(علیه‌السلام) رسید و به آن حضرت چنین گفت: "برادرت (هارون) مرا نزد تو فرستاده او سلام رساند و گفت به شما چنین عرض كنم؛ چیزهایی درباره تو به من خبر داده‌اند كه مرا پریشان ساخت. از این رو، از مدینه تو را به این جا (بغداد) نزد خودم آوردم، در مورد آن چیزها تحقیق كردم دیدم، تو از همه عیوب پاك هستی، و فهمیدم كه نسبت دروغ به تو داده‌اند. اینك با خود فكر كردم كه تو را به خانه‌ات (در مدینه) بازگردانم، یا نزد خود نگهدارم، به این نتیجه رسیدم كه اگر در نزد من باشی، سینه‌ام از عداوت تو خالی‌تر خواهد شد، و دروغ بدخواهان را آشكارتر خواهد كرد، من ربیع را مامور نمودم تا هرگونه غذایی را مایل هستی و هرگونه تقاضایی داری تامین كند، با كمال راحتی از او بخواه كه بر آورده خواهد شد."

امام كاظم(علیه‌السلام) با كمال بی اعتنایی به پیام هارون، در دو جمله كوتاه و پرمعنی كه نشان دهنده مقاومت و صلابتش بود، در پاسخ ربیع فرمود: "لا حاضر مالی فینفعنی و لم اخلق سوولا؛ اموال خودم در نزد من حاضر نیست تا از آن بهره‌مند گردم، و خداوند مرا درخواست كننده از خلق نیافریده است."

آن گاه امام بی درنگ برخاست و گفت: الله اكبر و مشغول نماز شد.

هارون خواست از راه تطمیع، امام كاظم(علیه‌السلام) را بفریبد، خود را به زندان فضل بن ربیع رسانید و امام با وساطت "فضل بن ربیع" نزد هارون آمد، هارون به حضرت احترام شایانی نمود، آن گاه پرسید: "چرا به دیدار ما نمی‌آیی؟"

امام كاظم(علیه‌السلام) در پاسخ فرمود: "وسعت سلطنت و علاقه و دلبستگی تو به دنیا باعث شده كه با تو ملاقات نكنم."

ربیع، پس از انجام ماموریت، نزد هارون بازگشت و ماجرای ملاقات خود را با امام كاظم(علیه‌السلام) به هارون گزارش داد. هارون به ربیع گفت: "روحیه موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) را چگونه دیدی؟ و نظرت درباره او چیست؟"

ربیع در پاسخ گفت: "یا سیدی! لو خططت فی الارض خطه فدخل فیها موسی بن جعفر(علیه‌السلام) ثم قال لا اخرج منها ما خرج منها؛ ای سرور من! هرگاه بر روی زمین خطی ترسیم شود، و موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) وارد آن خط گردد، سپس بگوید از آن خط خارج نمی‌شوم، هرگز خارج نخواهد شد."

هارون كه امام كاظم(علیه‌السلام) را می‌شناخت و از مقاومت و اراده قاطع آن حضرت باخبر بود، سخن ربیع را تصدیق كرد و گفت: "همین گونه است كه گفتی و من بیشتر دوست دارم كه او در نزد من در همین جا (زندان بغداد) بماند." [یعنی مقاومت و استواری او آن چنان محكم است كه بازگشت او به مدینه برای حكومت ما خطر آفرین خواهد بود.]

آن گاه هارون به ربیع گفت: "این موضوع محرمانه بماند، مبادا آن را برای كسی نقل كنی."

ربیع می‌گوید: تا هارون زنده بود، از ترس او، این ماجرا را به كسی نگفتم.(3)

3ـ در مورد دیگر، هارون به وسیله یحیی بن خالد برای امام كاظم(علیه‌السلام) كه در زندان بود، پیام داد كه هرگاه به طور كوتاه عذرخواهی كنی كه از ذمه سوگندم بیرون آیم، تو را آزاد خواهم كرد، زیرا قبلا سوگند یاد نموده‌ام تا اقرار نكنی كه با من بدرفتاری نموده‌ای، تو را آزاد نسازم.

امام كاظم(علیه‌السلام) با كمال بی اعتنایی به پیام هارون، به یحیی فرمود: "مرگ من نزدیك است و بیش از یك هفته در دنیا باقی نخواهم بود."(4)

شهادت امام كاظم علیه السلام

4ـ هارون خواست از راه تطمیع، امام كاظم(علیه‌السلام) را بفریبد، خود را به زندان فضل بن ربیع رسانید و امام با وساطت "فضل بن ربیع" نزد هارون آمد، هارون به حضرت احترام شایانی نمود، آن گاه پرسید: "چرا به دیدار ما نمی‌آیی؟"

امام كاظم(علیه‌السلام) در پاسخ فرمود: "وسعت سلطنت و علاقه و دلبستگی تو به دنیا باعث شده كه با تو ملاقات نكنم."

هارون مقداری درهم و دینار و خلعت، به آن حضرت اهدا كرد، امام كاظم(علیه‌السلام) آن را پذیرفت، و هنگام پذیرفتن چنین فرمود: "سوگند به خدا اگر هزینه مساله ازدواج مجرد‌های خاندان ابوطالب و در نتیجه قطع نسل آنها نبود، هرگز این پول‌ها را نمی‌پذیرفتم."

امام كاظم(علیه‌السلام) پس از این سخن، روی خود را به عنوان اعتراض از هارون برگردانید، و حمد و سپاس الهی را به جای آورد.(5)

5ـ هارون در ملاقاتی به امام كاظم(علیه‌السلام) عرض كرد: "فدك را (كه حق شما است) بگیر تا آن را در اختیار شما بگذارم." امام امتناع ورزید تا این كه پس از اصرار بسیار هارون، امام فرمود: "آن را با حدودی كه دارد می‌گیرم."

هارون گفت: حدود آن چقدر است؟

امام كاظم (علیه‌السلام) فرمود: "اگر حدود آن را مشخص كنم، آن را در اختیار من نمی‌گذاری."

هارون گفت: به حق جدت سوگند، آن را در اختیار شما می‌گذارم.

امام كاظم (علیه‌السلام) فرمود: "حد اول آن، عدن است؛ حد دوم آن سمرقند است؛ حد سوم آن آفریقا است؛ و حد چهارم آن سیف البحر نزدیك جزایر ارمنستان است."

امام هنگامی كه این حدود را نام می‌برد، رنگ هارون لحظه به لحظه تغییر می‌كرد، به طوری كه سیاه شد و فریاد زد: "دیگر برای ما چیزی نماند بنابراین بر مسند من بنشین." [یعنی تو خواهان حكومت هستی، و با این بیان می‌گویی زمام امور رهبری باید در دست من باشد.]

امام كاظم(علیه‌السلام) فرمود: "من كه گفتم اگر حدود فدك را مشخص كنم آن را در اختیارم نمی‌گذاری." در این هنگام هارون تصمیم گرفت تا آن حضرت را به قتل برساند.(6)

امام كاظم علیه السلام شمشیر علی(علیه‌السلام) در دست داشت و فریاد فاطمه(سلام الله علیها) در حنجره، و خون حسین(علیه‌السلام) در رگ‌هایش جاری بود، او وجود عینی قرآن بود، حركت‌های پرصلابت، و واكنش قاطع او در برابر زورمندان زراندوز و تزویرگران سالوس صفت، چون طوفان كوبنده‌ای بود كه روزگار آنها را سیاه می‌كرد.

6ـ هنگامی كه امام كاظم(علیه‌السلام) در زندان بود، هارون به دلیل مقاصد شومی كه داشت، كنیز زیبارویی را به عنوان خدمتگذاری به امام، به زندان فرستاد، آن كنیز را به زندان آوردند، و مراحم و الطاف هارون را به عرض امام رساندند. [هارون می‌خواست از این طریق، امام را از خود خشنود سازد] امام آن كنیز را نپذیرفت و به عامری (شخصی كه واسطه رساندن كنیز شده بود)، فرمود: به هارون بگو "بل انتم بهدیتكم تفرحون؛ بلكه این شمایید كه به هدایایتان شاد هستید."(7)

عامری بازگشت و ماجرا را به هارون گفت، هارون خشمگین شد و به عامری گفت: "به موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) بگو نه ما با رضایت تو، تو را زندانی كرده‌ایم و نه با رضایت تو خدمتگذار به نزد تو فرستاده‌ایم." سپس كنیز را در آن جا رها كن و بیا، آن گاه خادم خود را مامور كرد تا محرمانه وضع امام و كنیز را به او گزارش دهد. خادم پس از مدتی به هارون گزارش داد كه آن كنیز آن چنان تحت تاثیر چهره ملكوتی امام كاظم قرار گرفته كه به سجده افتاده و سر از سجده برنمی‌دارد، و مكرر خدا را تسبیح و تقدیس می‌كند و می‌گوید "قدوس سبحانك سبحانك."

هارون گفت سوگند به خدا موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) او را سحر نموده، او را نزد من بیاور، عامری كنیز را نزد هارون آورد، در حالی كه كنیز از خوف خدا به شدت می‌لرزید هارون گفت: این چه حالی است كه پیدا كرده‌ای؟ كنیز گفت: "امام را دیدم شب و روز غرق در عبادت و تسبیح است به آن حضرت گفتم برای خدمتگذاری شما آمده‌ام، چه كاری داری تا انجام دهم؟ فرمود: نیازی به تو ندارم، اینها چه خیال می‌كنند ناگاه به سویی متوجه شد، من نیز به آن سو متوجه شدم، باغی پرصفا با حوریان و غلمان دیدم، بی اختیار به سجده افتادم، تا این غلام مرا به این جا آورد.

هارون خشمگین شد و دستور داد آن زن را تحت نظر بگیرند تا وقایع زندان را به كسی خبر ندهد، او هم چنان تحت نظر مشغول عبادت بود تا از دنیا رفت.(8)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- محدث كلینی، اصول كافی، ج1، ص528، حدیث لوح.

2- شیخ مفید، ارشاد مفید (ترجمه شده) ج2، ص232.

3- محدث قمی، انوار البهیه، ص303 و 304.

4- همان.

5- شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج1، ص76/ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج48، ص217.

6- محقق سروی، مناقب آل ابی طالب، ج4، ص321.

7- نمل (27) آیه 36، این سخن در قرآن از زبان حضرت سلیمان(علیه‌السلام) نقل شده كه به هدیه آورندگان بلقیس (ملكه كافر سبا) فرمود.

8- محقق سروی، مناقب آل ابی طالب، ج4، ص298.





اشعار مرثیه و نوحه شهادت حضرت زینب سلام الله علیها
+ نویسنده محمد مالگرد در 04:51 ق.ظ | نظرات()


هجران بهانه ای ست برای وصال ها

بهتر شده ست از بركات تو حال ها

از یاد رفته است جراحات بال ها

با عمه راحت است تمام خیال ها

عمه نگو كه فاطمه ی كربلا بگو

عمه نگو حسین بگو مرتضی بگو

بابا سلام عمه رسیده بلند شو

در پیش پای موی سپیده بلند شو

از احترامِ قدِّ خمیده بلند شو

با گردن بریده بریده بلند شو

عمه اگر شكسته شده قد كمان شده

چون میهمان مجلس نامحرمان شده

دائم پیِ گذشتنِ از جان خویش بود

مأمور حفظ جان امامان خویش بود

زینب ولیك حیدر میدان خویش بود

گرم طواف قاری قرآن خویش بود

صد كربلا پس از تو بلا دیده ایم ما

صد فاجعه به شام بلا دیده ایم ما

با آه خویش كرب و بلا را مهار كرد

خیلی برای پرچم اسلام كار كرد

ما را خودش به ناقه ی عریان سوار كرد

باید به عمه هر دو جهان افتخار كرد

عمه چه عمه ای! همه مدیون عمه ایم

ما زنده ایم اگر همه ممنون عمه ایم

سخت است فقط بال زدن پر نداشتن

خواهر شدن به شرط برادر نداشتن

حیدر شدن به قیمت لشگر نداشتن

كوچه به كوچه رفتن و معجر نداشتن

كوفه برای او تب و تابی درست كرد

با آستین پاره حجابی درست كرد

یادم نمی رود كه به هنگام رفتنت

كردی نوازشم پدرانه به دامنت

آتش گرفت صورتم از بوسه دادنت

هِی بوسه می زدم به لب و دور گردنت

رفتی و بعد خسته و بی حال دیدمت

رفتی و بعد از آن تهِ گودال دیدمت

بر سینه ات نشست و شكست استخوان تو

با قتلِ صبر كشته شدی و به جان تو-

سوگند به این كه خواهر قامت كمان تو

زد ناله با نوای حزین ای برادرم

صورت به خاك دادی و ای خاك بر سرم!

وقتی كه نیزه در گلویت كرد وای وای!

با پای خویش پشت و رویت كرد وای وای!

با خاك گرم رو به رویت كرد وای وای!

از پشت پنجه بین مویت كرد وای وای!

آن لحظه ای كه دور و برِ تو سپاه بود

چشمت درست رو به روی خیمه گاه بود

خیلی دلت شكست علی اكبرت كه رفت

خیلی دلم شكست علی اصغرت كه رفت

نزدیك بود عمه بمیرد سرت كه رفت

انگشت تو بریده شد انگشترت كه رفت

با سنگ و نیزه بین تو و خیمه سد شدند

ده اسبِ تازه نعل به نعل از تو رد شدند

ای وای از اسیر شدن كو به كو شدن

از خجلت و غریب شدن سرخ رو شدن

با مردم محله چنین رو به رو شدن

این است آخر عاقبت بی عمو شدن

دلواپسیِ دختر زهرا ز حد گذشت

خیلی به عمه ام سر بازار بد گذشت

پس داده اند پیرهن پاره پاره را

رخت مرا لباس تو را گاهواره را

آورده است عمه سر شیرخواره را

گوشش نكرده است كسی گوشواره را

ما از غم فراق گرفتارتر شدیم

وقتی رقیه رفت عزادارتر شدیم


شاعر: برادر ارجمند علی اکبر لطیفیان

*************************************


بی تو قفس با آسمان فرقی ندارد

بود و نبود این جهان فرقی ندارد

وقتی نباشی این و آن فرقی ندارد

دیگر بهارم با خزان فرقی ندارد

دیگرچه فرقی می کند قحطی آب است

دریا بدون تو برای من سراب است

تو قول دادی آشنای هم بمانیم

شانه به شانه پا به پای هم بمانیم

تا دست دردست عـصای هم بمانیم

تا آخرین لحظه برای هم بمانیم

از روی تل دیدم سوی گودال رفتی

اینقدر دست و پا زدی از حال رفتی

خواهـر بمیرد که دگر یاری نداری

تنها شدی و هیچ غمخواری نداری

دور و برت حتی عزاداری نداری

خواهر اسارت میرود کاری نداری

جان برادر صبر هم اندازه دارد

زینب برای چند غم اندازه دارد

انگار خاک کربـلا آتش گرفته

موی تمام بـچه ها آتش گرفته

از تشنگی لبهای ما آتش گرفته

پیراهنت دیگرچرا آتش گرفته

پاشو ابولفظلم ببـین خواهر غریب است

ذکر مدام زینبت ام یجیب اســت

دیدم به دست ساربان انگشترت رفـت

دیدم که دستی سمت گوش دخترت رفت

دیدم به روی نیزه حتی حنجرت رفت

یک نیزه پشت خیمه پیش اصغرت رفت

با نیزه دنبال سر ششماهه رفتند

آری سراغ اصغر شـشماهـه رفــتند

خیمه به غارت می رود وقتی نباشی

زینب اسارت می رود وقتی نباشی

بزم جسارت می رود وقتی نباشی

دار و ندارت مـی رود وقتی نباشی

ما را میان سلسله بردند کوفه

همراه شمر و حرمله بردند کوفه

انگار سـنگ محکمی بر استکان خورد

وقتی که بر لبهات چوب خیزران خورد


شاعر: برادر ارجمند صابر خراسانی

****************************************

چشمهایت حکایتی دارند

که زهیر و حبیب می دانند

شاعران حس ناب شعرت را

اثر عطر سیب می دانند

 

حضرت عشق ، ای مسیح وهب

من مسلمان معجزات تو ام

به صلیبم بکش ، بسوزانم

خضر میخانه ی فرات توام

 

از نگاهت بهشتیان سیراب

احتجاجی به سلسبیل که نیست

از لبانت شراب می ریزد

مستی عون بی دلیل که نیست

 

خون عابس به گردن زلفت

ذکر حب الحسین گویا بود

دلفریبی زلف افشانت

هنر شانه های زهرا بود

 

چقدر کشته مرده داری تو !

وحدت عشق و عقل لازم شد

موی آشفته ی شما این بار

قاتل جان حر و مسلم شد

 

صوت داووودی تو باعث شد

پیکری غرق خون به رقص آمد

همه دیدند یک غلام سیاه

زیر تیغ جنون به رقص آمد

 

هو نکش ،آسمان تنش لرزید

و اذا زلزلت... قمر خندید

مرگ در راه تو چه شیرین است!

لب قاسم به نیشکر خندید

 

خنده ی تو بریر می سازد

خنده ات  را زما دریغ نکن

یوسفی ؛ ما ندیده می دانیم

امتحان ترنج و تیغ نکن


شاعر: برادر ارجمند وحید قاسمی



برچسب‌ها: اشعار مرثیه و نوحه شهادت حضرت زینب سلام الله علیها ،
اشعار مدیحه و مولودی ولادت امام علی علیه السلام
+ نویسنده محمد مالگرد در 02:34 ق.ظ | نظرات()


مدیحه ای زیبا از دوست و برادر عزیزم شاعر ارزشی و بزرگوار جناب وحید آقای محمدی برای سلامت ایشان و بهره از این شعر صلوات:

ای لنگر ثبات زمین و زمان علی

ای آشناتر از همه بر آسمان علی

دریای لطف و مرحمت بی کران علی

جانم فدای نام تو، جان جهان علی

 

ای دلنشین ترین دم هر صبح جبرئیل

ای جرعه نوش باده ی صهبای سلسبیل

 

ای عرش و فرش خاک کف پات یا علی

بال فرشته فرش قدم هات یا علی

فصل الخطاب لحظه و ساعات یا علی

آمد دوباره عاشق رسوات یا علی

 

آنکس که نام سبز تو را بو تراب کرد

من را غلام خانه ی حیدر خطاب کرد

 

مثل غلام خانه ی حیدر نمی شوم

هستم ولی شبیه به قنبر نمی شوم

امّا بریده از دم این در نمی شوم

شرمنده ی عنایت مادر نمی شوم

 

امشب دهید لقمه ی نانی فقیر را

آقا بگیر زیر پر این اسیر را

 

من آمدم دوباره مسلمان کنی مرا

مهمان سفره ی نمک و نان کنی مرا

یا که نوازشی چو یتیمان کنی مرا

اصلا چه می شود که تو سلمان کنی مرا

 

ای انتهای هر چه غزل ابتدای تو

مولای آسمان و زمین جان فدای تو

 

این حس ساده در دل من حس نوکری است

این عشق فرق می کند این عشق مادری است

به به چه بارگاه و ضریح منورّی است

هر کس که رفته گفته نجف چیز دیگری است

 

چشم تمام شهر که درگیر خواب شد

اشکت چکید و خاک نجف درّ ناب شد

 

خورشید می دمید ز کنج عبای تو

وا شد به اوج صحنه ی معراج پای تو

وقتی خدا سرود به لحن صدای تو

آن دم "یکاد" خواند نبی هم برای تو

 

با صوت دلنشین تو احمد خطاب شد

یعنی که جانشین نبی انتخاب شد

 

ای رد پای خشم خدا در نگاه تو

ای آفتاب خیره به انوار راه تو

خورشید سر سپرده ی سرخ سپاه تو

هفت آسمان و هفت زمین در پناه تو

 

باران شو و به صحن دلم بی امان ببار

از پشت کوه بار دگر شمس را بیار

 **********************************************


شور/امیر المؤمنین علیه السلام

یا علی علی علی یا حیدر/یا حیدر یا حیدر یا حیدر علی یا حیدر...

دل شده گلشن تو/تا ابد روشن تو

ای امام دو عالم/دست ما دامن تو



شاه شاهان تو هستی/روح قرآن تو هستی

جان عالم فدایت/اصل ایمان تو هستی



دلبر بی نظیری/تو سراج منیری

کل خلقت فقیر و/تو به عالم امیری



کن مرا عاشق خود/یاور ِ صادق خود

کن مرا جان زینب/نوکر لایق خود



از وجود تو مُنشَق/نور جاوید مطلق

چونکه فرموده احمد/هستی آقا مع الحق

**********************************************************

زمزمه یا سرود مسجدی/ میلاد امیر المؤمنین علیه السلام



حال دل حور و ملک گردیده عالی/آمد به دنیا حضرت مولی الموالی

ذکر محبین/نور و تبارک/میلاد مولا/بادا مبارک

بر کلّ مخلوقان ولی آمد به دنیا/نجل ابوطالب علی آمد به دنیا

بادا مبارک مقدم مولود کعبه...

تفسیر آیات وفا آمد خوش آمد/جان نبی مصطفی آمد خوش آمد

خاک حریمش/فخر و سعادت/قرآن بخواند/وقت ولادت

سیمای قرآن در کلام اوعیان است/نور عیانش را چه حاجت بر بیان است

بادا مبارک مقدم مولود کعبه...

من که به عشق ناب حیدر مبتلایم/در اعتکاف کنج ایوان طلایم

ذکر یا حیدر/اوج عبادات/بر معتکف ها/روح مناجات

یا رب به حقّ شیعیان مرتضایی/ما را نما با یا علی کرببلایی

بادا مبارک مقدم مولود کعبه...

 ************************************************************************

سرود ولادت مولا علی علیه السلام
به همراه دانلود فایل صوتی سبک

امشب از هر شب زیباتری کعبه
از همه عالم دل می‌بـری کعبه
پـر شد از ذکر یـا علی امشب
شب نشینی کن بـا علی امشب

 

یا علی مولا علی مولا علی مولا
فاطمه بنت اسـد پسر زاده
در دل کعبه قرص قمر زاده
روح ایمان را در بغل دارد
کل قرآن را در بغـل دارد
یا علی مولا علی مولا علی مولا

جان پیغمبر عیدت مبارک باد
ساقی کوثر عیدت مبارک باد
روی تـو شمع و کعبه پروانـه
سرفراز از تـو گشته این خانه
یا علی مولا علی مولا علی مولا
یا محمّد! این دار و ندار تو است
در خزان غم باغ و بهار تو است
بین دشمن‌ها در کنار تـو است
ذوالفقارش در اختیار تـو است
یا علی مولا علی مولا علی مولا
امشب ای ساقی، کوثر به جامم ریز
شعله‌ام گردان، آتش بـه کامم ریز
پـر کن ای ساقی از می هـویم
پر شوم از حق یـا علی گویم
یا علی مولا علی مولا علی مولا
گوهر از بـحر عنـایتم دادنـد
از ازل جـام ولایتم دادنـد
آنچه رزقم در شیر مادر بـود
مهر حیدر بود مهر حیدر بـود
یا علی مولا علی مولا علی مولا
من به هر کارم علی علی گویـم
تـا نفس دارم علی علی گویـم
رشتۀ دل بـر مهر علی بستـم
بـا علی بـودم بـا علی هستم
یا علی مولا علی مولا علی مولا

 

دانلود فایل صوتی سبک





اشعار وفات حضرت ام البنین س
+ نویسنده محمد مالگرد در 12:05 ق.ظ | نظرات()

اگر نشد که نهم رو به کربلای حسین
بقیع را کنم از گریه کربلای حسین
نگه به چهرۀ عباس کرده، می‌گفتم
هزار مرتبه عباس من فدای حسین
به دشت کرب و بلا تا کنند پرپرشان
چهار دسته‌ گل آورده‌ام برای حسین
شب عروسی خود نیز با علی گفتم
چو من هزار عروسند خاک پای حسین
ز کودکی به عزیزان خویش می‌گفتم
که سر به دست بگیرید در هوای حسین
همیشه بود به هر جا نگاه عبّاسم
به ماه عارض و بر قامت رسای حسین
نگاه من هم از آن بود بر رخ عباس
که داشت جلوه ز روی خدانمای حسین
به چار نجل شهیدم درود باد درود
که بود پشت سر هر یکی دعای حسین
حضور فاطمه آرم به حشر چار ذبیح
که جانشان شده تقدیم در منای حسین
همیشه بود روان روح چار فرزندم
چو اختران ز پی ماه در قفای حسین
خدا گواست ز عباس بیشتر می‌برد
دل مرا همه جا نام دل ربای حسین
به دشت کرب و بلا جای شاخۀ یاسم
به خاک پای وی افتاد دست عباسم
نسیم علقمه پیوسته می‌دهد خبرم
که پاره‌ پاره چو گل گشت پیکر پسرم
به خون طپید لب تشنه ماه علقمه‌ام
نشد که قطرۀ آبی برای او ببرم
به وقت مرگ غریبانه سر به خاک نهم
که از چهار پسر نیست یک پسر به برم
هزار بار الهی شود فدای حسین
نه جسم چار پسر، جان مادر و پدرم
خدا گواست که باشد فقط برای حسین
هر آن‌ چه خون جگر می‌چکد ز چشم‌ترم
چو شمع سوزم و در سوز خویش آب شوم
چنان که محو شود در شرار دل، اثرم
خدا گواست که اشک خجالت عباس
ز خون دیدۀ او بیشتر زند شررم
الهی آن که کنار دو دست عباسم
فتد به خاک قدم‌های اهل‌ بیت سرم
برای شیر خدا چار شیر آوردم
هزار حیف که امروز خم شده کمرم
ز دیدن سر مجروح دخترم زینب
به سان پیکر عباس پاره شد جگرم
چنان که خون چکد از «نخل میثم» زینب
ز دیده خون جگر ریزم از غم زینب

 

شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار



منم غلام همه بچه های ام بنین
غلام حلقه به گوش و فدای ام بنین
به روز حشر اگر از شفا کسی پرسد
جوابشان بدهم : آشنای ام بنین
اگر که گشته ز اولاد فاطمه,عباس
به این مقام رسید از دعای ام بنین
برای مجلس خود,خویش چای میریزد
عجب صفا بدهد قند و چای ام بنین
فقط برای حسین اشک ریخت این مادر
زبان زد است به والله وفای ام بنین
الا تمام محبان ظهور نزدیک است
چه گنبدی که بسازیم برای ام بنین
صدای ام بنین میرسد هنوز به گوش
گرفته علقمه را روضه های ام بنین
خدا کند که سکینه نبیندش این بار
که ناله خواهد زد پا به پای ام بنین
***********
گمان کنم که بسازند امّت عیسی
برای حاجتشان کلیسای ام بنین

شاعر : یاسین قاسمی



دل من خسته ز غم هاست کجایی عباس
مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس
مثل هر روز در این خانه دوباره پسرم
روضه شرم تو برپاست کجایی عباس
مثل هر روز منم فاتحه خوانت مادر
دلم از داغ تو غوغاست کجایی عباس
سائلت آمده تا خرجیِ سالش گیرد
نا امید از همه دنیاست کجایی عباس
کاش امروز سرم بر روی زانوی تو بود
مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس
**
من شنیدم که شده فرق تو هم مثل علی
چشمم از داغ تو دریاست کجایی عباس
من شنیدم روی تل زینب کبری گفته
شمر بالا سر آقاست کجایی عباس
واشده روی همه در سرِ این ها فکرِ
غارت خیمه ی زن هاست کجایی عباس

 

شاعر : محمد حسین رحیمیان



یاور و یار حبل المتین سیدتی ام البنین
 بانوی بیت الولا و دین سیدتی ام البنین
هستی تو فدای مکتب
ذکر تو نغمه های یا رب
گفتی هستم کنیز زینب
 یا ام الابالفضل
 ******
ای به ولایت نور دو عین مادر حامی حسین
حبیبه ی شاه عالمین مادر حامی حسین
گفتی ای نور چشم مادر
 فانی عشق عالمینی
 پسرم تو عبد حسینی
یا ام الابالفضل
******
ام البنین نور چشم تو به علقمه به علقمه
 ذکر لبش شد به موج خون یا فاطمه یا فاطمه
حاجت تو آخر روا شد
دست او از تنش جدا شد
 محو روی خیرالنسا شد
یا ام الابالفضل

شاعر : حاج امیر عباسی

www.emam8.com دانلود سبک






اشعار مرثیه و نوحه فاطمیه - محمد مال گرد
+ نویسنده محمد مالگرد در 01:57 ب.ظ | نظرات()

سلام بر فاطمیه

سلام بر شب های سوگواری مادری جوان و مهربان که پاره ی تن پیغمبر اسلامص است

سلام بر بیرق های فاطمی و هیئات عزای زهرایی

و سلام بر صاحب عزای مادر عشق

و یک سلام بر حنجره ها و دل های باصفای عاشقان و ذاکرانی که بغض نهفته در دل را سوز نوای خود می کنند تا ماتمی با شکوه در عزای غربت اهل بیت پیامبرص برپا گردد .

التماس دعا : محمد مال گرد

اشعار مربوط به فاطمیه با فرمت pdf در لینک دانلود قابل دریافت می باشند


سبک اجرای نوحه ها در لینک های زیر قابل دریافت می باشند :







دانلود


دانلود



دانلود


دانلود



دانلود


برچسب‌ها: اشعار فاطمیه ،اشعار مذهبی محمد مال گرد ،نوحه و مرثیه محمد مال گرد ،
اشعار مرثیه و نوحه آخر صفر
+ نویسنده محمد مالگرد در 02:18 ق.ظ | نظرات()


سبک شعر نوحه زمینه 
آخر ماه صفر مرثیه ها همینه

وعده ی همه دلا،مشهده و مدینه

محزون مصطفاییم/دلخون مجتباییم

سینه زن برا غم ِ امام رضاییم

شدی اسیر غمها/از این همه ستم ها

یا فاطمه یا زهرا...



هر سه مسموم جفا الهی من بمیرم

تا ابد یا فاطمه به داغشون اسیرم

ایشالا که به زودی/با اشک و سوز سینه

این روضه برگزار شه توی مدینه

گل بهار دلها/مدد عزیز طاها

یا فاطمه یا زهرا...


نوحه زمینه و واحد شهادت پیامبر اعظمص
سبک

عزای رسول خدا آمده/دلم بر غمش مبتلا آمده

به زهرای غمدیده ی خونجگر/زمان هجوم و جفا آمده

سلامُ علی خاتم ُ الانبیاء...

به قلب فلک سوز پیغمبری/محبین و چشمان ِ از غم تری

ز سوگ و عزای رسول خدا/مدینه شده صحنه ی محشری

سلامُ علی خاتم ُ الانبیاء...

به ساقی کوثر بگو تسلیت/به اولاد حیدر بگو تسلیت

عزای رسول خدا را ز جان/به زهرای اطهر بگو تسلیت

سلامُ علی خاتم ُ الانبیاء...

عدو را پس از داغ خیر البشر/بُوَد بغض و کینه ز دل شعله ور

به زهرای مرضیه بعد از پدر/شود تسلیت ضرب دیوار و در

سلامُ علی خاتم ُ الانبیاء...

شود محسن بن علی جانفدا/مدینه شود صحنه ی کربلا

از آن لطمه ای که به جانش رسید/شهیده شود بضعه ی مصطفی

سلامُ علی خاتم ُ الانبیاء...

واحد – رحلت جانگداز پیغمبر اکرم صلوات االله علیه و آله
سبک

دوباره نسیمی ز غربت/دوباره غم وسوز سینه

دوباره هوای بقیع و/دوباره هوای مدینه

دوباره غم مصطفی و/دوباره عزای پیمبر

رسیده دگر باره وقت ِ/سیه پوشی ِ آل حیدر

در این سوگ عظمی/زهجران بابا

زند ناله زهرا زند ناله زهرا

واویلا واغربتا...

عزای رسول خدا و/زمان مصیبت رسیده

خدیجه زند ناله در عرش/شود فاطمه قد خمیده

پدر رفت و شد تسلیت ها/بر آن بی قرین ِ یگانه

به پشت در و بین کوچه/ز میخ در و تازیانه

ببین یا محمد/به اشک دو دیده

چه غمها پس از تو/به زهرا رسیده

واویلا واغربتا...

بیا و ببین شعله ها را/فروزان ز بیت ولایت

در و هیزم و آتش و دود/هجوم و جفا و جنایت

دل فتنه گر های آن روز/ز بغض و جفا پر شرر بود

لگد زد به در بی حیایی/وَ زهرای تو پشت در بود

چه گویم چه گویم/من از پشت آن در

شده غنچه پرپر/شده غنچه پرپر

واویلا واغربتا...






شعر نوحه زمینه اربعین حسینی
+ نویسنده محمد مالگرد در 03:59 ب.ظ | نظرات()
نوحه زمینه اربعین

ای همسفرم روی نیزه ها    سایه ی سر زینب

ای برادر زینب 2    

***

بنگر آمده خواهر از سفر    جان مادر زینب

ای برادر زینب 2    

***

برخیز بنگر که آمده   مسافر خسته از سفر

برخیز بنگر که آمده خواهر تو با چشم تر

چهل روز از غم هجرت خون دلها خورده زینب

حسین جانم ز داغ تو رسیده جان من بر لب

 بنگر آمده خواهر از سفر    جان مادر زینب

ای برادر زینب 2    

***

قلبم شد غرق غصه ها حسین من در این اسارت

رأس تو بر روی نیزه ها مقابل من به جسارت

سر تو بر نی همسفر من سایه ی بر سر زینب

همره سرت غربت دل و دو دیده ی تر زینب

بنگر آمده خواهر از سفر    جان مادر زینب

ای برادر زینب 2    

***

داغ غمت بین خرابه   به جان زینب زده شرر

رقیه ات بود و سر تو  به روضه های خون جگر

حسین جانم داغ سه ساله شده غم جان زینب

غم رقیه به ویران شد شام غریبان زینب

بنگر آمده خواهر از سفر    جان مادر زینب

ای برادر زینب 2    

***

((شاعر : محمد مال گرد(از اهواز)))


نوحه واحد اربعین

اشک من بی امان      با دلی نوحه خوان

می کنم زمزمه یا حسین جان   

بر مزارت کنون             با سرشکی روان

می کنم زمزمه یا حسین جان   

***

من    غرق غم آمدم بر مزارت

چون    می نشینم کنون در کنارت

آه   بنگر از غصه ها پیر پیرم

کن     یک نظر خم شده قد یارت

اشک غم می چکد    از نگاهم عیان

 می کنم زمزمه یا حسین جان2

***

آه خسته و بی قرار و شکسته    

من    با دلی غرق غم زار و خسته

کن   یک نظر این دم از مهرت ای جان

چون خواهرت بر کزارت نشسته

اشک غم می چکد    از نگاهم عیان

 می کنم زمزمه یا حسین جان2

***

وای   از غم بعد داغ تو ، غارت

وای    از غریبی میان اسارت

آه   از پریشانی و بی پناهی

آه    کوفه و شام و بزم جسارت

این من و داغ تو    زینبی قد کمان

می کنم زمزمه یا حسین جان2

***

 ((شاعر : محمد مال گرد(از اهواز)))

********


نوحه اربعین

بزم عزا برپاشده    اربعین می آید2
***
ارض و سما غوغا شده    اربعین می آید2
***
در عزای حضرت خون خدا                بزم ماتم شد ز نو در کربلا
اربعینِ روز عاشورای غم               می رسد با کاروان روضه ها
چشم جهان دریا شده      اربعین می آید2
***
کاروانی غرق ماتم می رسد               در دل صحرا دمِ غم می رسد
زینب غمدیده از شام بلا                  بر دلش غوغای عالم می رسد
غمناله ها آوا شده      اربعین می آید2
***
اربعین را غم روایت می کند           خواهری جان را زیارت می کند
بر مزار کشته ی صد پاره تن             زینب از غم ها روایت می کند
کرب و بلا شیدا شده       اربعین می آید2
***
می شود غوغا دوباره کربلا                     با صدای ناله های آشنا
هرکسی دارد مزاری را به بر         می شود صحرا پر از بانگ عزا
نوحه سرا زهرا شده      اربعین می آید2

((شاعر : محمد مال گرد(از اهواز)))
*********************************



تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...