تبلیغات
انتظار وصال - مدایح به مناسبت ولادت با سعادت امام حسن عسگری علیه السلام
» صفحه اصلی
» مراسمات محرم 1394
» ولادت با سعادت امام حسن مجتبی ع مبارک باد
» اشعار و مطلب شهادت امام موسی کاظم علیه السلام
» اشعار مرثیه و نوحه شهادت حضرت زینب سلام الله علیها
» اشعار مدیحه و مولودی ولادت امام علی علیه السلام
» اشعار وفات حضرت ام البنین س
» اشعار مرثیه و نوحه فاطمیه - محمد مال گرد
» اشعار مرثیه و نوحه آخر صفر
» شعر نوحه زمینه اربعین حسینی
» شعر مرثیه اربعین حسینی
» شعر شهادت امام باقر (ع)
» شهادت امام جعفرصادق ع
» سرود میلاد امام حسن مجتبی ع
» شعر وفات حضرت خدیجه س
 انتظار وصال
درباره ما
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
مناجاتنامه - (شاعر:محمد مال گرد) دوباره مهمون توام ، صدام زدی بنده بیا ...مناجاتنامه - (شاعر:محمد مال گرد) یارب از بار گناهم خسته اممناجاتنامه - (شاعر:محمد مال گرد) بر درگهت آمدم دوباره تا خود کنی یاریم خدایامناجاتنامه - (حاج محمد طاهری) ای نوای دل بینوای من خدای منمناجاتنامه - یا الهی سالها اشک روان دادی مرامناجاتنامه - الـــهی یــا الـــهی یــا الــهی (شاعر ؟؟؟؟)مناجاتنامه - خداوندا گــدایت آمـــد امـــشب (شاعر ؟؟؟؟)مناجاتنامه - الـهی ای حــبیب اشـــک جــــاری (شاعر ؟؟؟؟)مناجاتنامه - بی پناهم من و سوی تو پـــناه آوردم (شاعر ؟؟؟؟)اشعار ماه مبارک رمضانخورشید ترین قبله ی خورشید تویی توبر حضرت سجاد و صفایش صلواتمیلاد زین العابدینه عید امام الساجدینه((مدیحه حضرت عباس(ع)))بریزید گل یاس، به قنداقه ی عباسمیلاد حضرت عباس(ع) - سرودمیلاد امام حسین(ع) - سرود((مدیحه میلاد امام حسین (ع)))مدیحه ولادت امام سجادعلیه السلاماشعار ماه شعبان المعظمهجران بهانه ای ست برای وصال هابی تو قفس با آسمان فرقی نداردچشمهایت حکایتی دارند که زهیر و حبیب می دانندیاحسین‌جان بیا منتظرم ـ کی‌می‌آیی حسین‌جان به برم2ز حالِ زارِ زینب دلی خبر نداردای برادرم بیا آخرِ عمرِ زینبهخوش اومدی برادرم، لحظه‌ی پر کشیدنهتو تمومِ زندگیم عشق تو مهمونِ منهآن کس که خریدارِ تو شد حضرت زینببه دریای پر از غم، امان از دلِ زینبکیست جز زینب صفای عالمیْنیه عمریه دلم حسین باهات بودتنگ غروب شد و دلم عقده‌ی خود وا می‌کنههر نوای من ـ یا حسین یا حسین یا حسین گریه های من ـ یا حسین یا حسین یا حسینحسین حسین جان برادر / نوحهوای ازدل زینب(س) داد از دل زینب(س)/ نوحهتنها گذاشتی زینب رو با کوه رنج و بلاراه چـاره نداره ، اشـکای غربـت من / نوحهزینب داره میره سفر ، با چشمایی پر ستارهموج می زنه ماتم ، تو چشم دریائیش/ نوحهامشب هلاکم می‌کنی با کنجِ ابرو یا علیصفحه ی مجنون دلم بسته به موی حیدر استامشب حرم خدا حرم شد از مقدم یار محترم شدوجه رب العالمین/ سرودسرود / وقتی كه می گم یا حیدر، دلِ من پرنده می شهسرود / محور تمـوم کائـنات ، حـیدراشعار ماه رجب المرجببا تبریک به مناسبت ولادت با سعادت امام علی ع و فرارسیدن ایام البیض ، اشعاری به همین مناسبتسرود ولادت مولا علی علیه السلام به همراه دانلود فایل صوتی سبک امشب از هر شب زیباتری کعبهزمزمه یا سرود مسجدی/ میلاد امیر المؤمنین علیه السلام حال دل حور و ملک گردیده عالی/آمد به دنیا حضرت مولی الموالیشور/امیر المؤمنین علیه السلام یا علی علی علی یا حیدر/یا حیدر یا حیدر یا حیدر علی یا حیدر...ای لنگر ثبات زمین و زمان علیفتاده مرغ دلم ز آشیان در این وادیاى ماه، مستنیر ز نور لقاى توكیستم من شاهكار ملك ذات كبریایمچرا چنین متوكل به ما جفا كردىنشاط روی چمن بین كه شُست ابر بهارفصل بهار آمد و عالم معطر استای ز سرو قد رعنا بر صنوبر طعنه زنبس كه رنگین است از عكس خزان هر سوهواخواهم امشب باز شیدایى كنمبه سر می پرورانم من هوای حضرت باقر(ع)سرود / آسمان امشب تا سحرگاهان بر سر مکه ریزد ستارهسرود/ مادر سادات عالم عید میلادت مبارکسرود /از عرش خداخبر رسیده سر زده سپیده آمد به نبی نور دو دیدهالسلام علیک یا ام البنین ... (نوحه زمینه)صاحب این عزا خود سقاست (مرثیه)یا ام الابالفضل / نوحه زمینهدل من خسته ز غم هاست کجایی عباسمنم غلام همه بچه های ام بنیناگر نشد که نهم رو به کربلای حسیناشعار ماه جمادی الثانیداره می خونه یه صدا به حال دلشکستهاسماء بریز آب روان روی دست مننوحه / تجهیز تو کردیم غریبانه شبانهمدایح فاطمیهمدایح فاطمیهمناجات با امام زمان عج در ایام فاطمیهمناجات با امام زمان عج در ایام فاطمیهمناجات با امام زمان عج در ایام فاطمیهمناجات با امام زمان عج در ایام فاطمیهخوش آمدی خوش آمدی زینب کبریزینب کبرا آمد زینت بابا آمدزلف عفاف، رشتۀ دامان زینب استدر مدح حضرت زینب سلام الله علیهااشعار ماه جمادی الاولاشعار ماه ربیع الثانیسرود / مولانا حسن حسن جانسرود / فصل غم رفت رسیده شادی میزنه لبخند امام هادیسرود / مدد 3 گل زهرا2سرود / یا امام عسگریآن دلبری که بندگی ات را روا نوشتزهی آن عبد خدایی که خدایی‌ست جلالشکی می‌شود به سامره در «سرّ من رای»از ازل آب و گلم گفت : که من کوثری امباز گیتى روشن آمد از جمال عسگرىشیعیان مژده كه از پرده برون یار آمدعاشقا، مستانگى از سر بگیر...این بارگاه قدس كه از عرش برتر است ...دوباره آمده ام تا به من بها بدهی ...روی قبرم بنویسید که خواهر بودم...حرم امن تو کافی است هراسان شده را...اشعار متفرقهتقدیم به محضر رهبرم امام خامنه ایدر ایام بمباران غزه توسط رژیم صهیونیستی ملعون این شعر در مناجات با امام زمان سروده شده است :در ایام بمباران غزه توسط رژیم صهیونیستی ملعون این شعر سروده شده است :وقتی سخن از درک بصیرت باشداشعار ماه ربیع الاولسامرا شد بیت الاحزان/ نوحهیا امام عسگری / نوحهنشسته در کنارِ من، گل زیبای شیدایی / شعر مرثیهای که چون شمع به پیشِ نظرم آب شدی/ شعر مرثیهدر فصل شهادتت خزانم/ شعر مرثیهمن دست خالی آمدم ، دست من و دامان تومگو که بی خردم هیچکس نمی خردم / شعر مناجاتی با امام رضا عآمدم ای شاه پناهم بده...ذکر نزول عطا، یا حسن و یا حسیناز تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد / شعر مرثیهآی کبوتر که نشستی روی گنبد طلابعضی وقتا که می خواد تو خلوتم یادم بیاد/ شعر مرثیه و نوحه شورگفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است/شعر مرثیهدوباره نسیمی ز غربت/دوباره غم وسوز سینهنوحه زمینه و واحد شهادت پیامبر اعظم صآخر ماه صفر مرثیه ها همینه / نوحه زمینهاز من مپرس زینب من معجرت چه شد / شعر مرثیه«چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام» / شعر مرثیهحسین جانم حسین جانمعمه جان زینب عمه جان زینبتا سایه سرت به سر محملم فتادای ساربان! ای ساربان! محمل نگهداراربعین آمده تا یاد غم یار کند...((امون از غریبی زینب واویلا واویلا 2))بین طشت زر سرخورشید زینب آمده...دوباره بوی ماتم...ایاصالح تسلیت بادا ز داغ سبط رسول الله ...بود ای ساربان اینجا منایم ...آقا بیا که ما زغمت گریه می کنیم...باز هم آوای زنگ کاروان آید بگوش...رقیه ... امانت برادر من ... رقیه ... شدی شبیه مادر من ...ناله ای در خرابه برپا شد...رفتی و دختر تو بی سروسامان مانده...وقتش رسیده دل دوباره پر بگیرد ...اشعار ماه صفراشعار ماه محرم
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
» ماه های قمری و مناسبتها
» مناسبات ملی فرهنگی
» اشعار اعیاد شعبانیه
» نظرات شما مخاطبان در وبلاگ
» پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلّم)
» امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام)
» حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
» کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
» سید الشهدا امام حسین (علیه السلام)
» سیدالساجدین امام زین العابدین(علیه السلام)
» امام محمد باقر (علیه السلام)
» شیخ الائمه امام جعقر صادق (علیه السلام)
» باب الحوائج امام موسی کاظم(علیه السلام)
» ثامن الحجج امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام)
» امام رضا و مهدویت
» جوادالائمه امام محمد تقی (علیه السلام)
» امام علی النقی الهادی (علیه السلام)
» امام حسن عسگری (ع)
» امام خمینی ره و شهدا و امام خامنه ای
» بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
» هتک حرمت به ساحت مقدس قرآن ؛
» حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)
» حضرت ام البنین (سلام الله علیها)
» کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
ابر برچسب‌ها
مدایح به مناسبت ولادت با سعادت امام حسن عسگری علیه السلام
+ نویسنده محمد مالگرد در 03:05 ب.ظ | نظرات()

 

ترجیع بند شیعه می نازد به نام عسكری

میلاد امام حسن عسكری

عاشقا، مستانگى از سر بگیر

ساقى از ره مى‏رسد ساغر بگیر

مرغ دل را از قفس آزاد كن

با پرستوهاى عاشق پر بگیر

پر بزن تا كوىِ یارِ مَه لقا

جا به بامِ خانه دلبر بگیر

گرچو من بشكسته بالى غم مخور

با ولاى یار بال و پر بگیر

جشن میلاد امام عسگرى

آمده عیدى ز پیغمبر بگیر

هر چه مى‏خواهد دلت از یُمن او

از یَدِ پر قدرت حیدر بگیر

طالب عفوى اگر با یا حسن

دامن محبوبه داور بگیر

شیعه مى‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

كیست او بر شیعیان مولاستى

كیست او نور دل طاهاستى

كیست او ابن الرضا، بابُ الهدى

پور حیدر زاده زهراستى

كیست او كز مقدمش هفت آسمان

غرق زینب باشد و غوغاستى

كیست او اندر رهش پیغمبران

دست بر سینه همه برپاستى

كیست او سرمایه هستى حق

یاسِ بى مثل جهان آراستى

كیست او عشق خداى سرمدى

عاشقى را بهترین معناستى

او امام عسگرى باشد كه بر

خستگان عشق مولاناستى

شیعه مى‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

اى تجلى خدا سیماى تو

جلوه حق چهره زیباى تو

پرچم شیعه به دوشت استوار

اعتدالش از قد رعناى تو

كى شود اى جرعه بخش عاشقان

ساغرى مِى نوشم از صهباى تو

اى دَهُم فرزند دلبند على

كى شود بوسه زنم بر پاى تو

جانثار مكتب پاك توایم

در شب میلاد پر غوغاى تو

سامرا امشب ندارد زائرى

اى فدایت عاشق شیداى تو

میهمان بزم میلاد توایم

تا بیاد مهدى تنهاى تو

شیعه مى‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

حمد و تسبیح تو را قرآن كند

فخر بر تو حضرت سبحان كند

نورِ پاكت دیده را روشن كند

ظرف دلها را پر از ایمان كند

دردهاى بى شمار شیعه را

عشق پاكت دلبرا درمان كند

یاد تو اى رهبر تحت نظر

مشكلات شیعه را آسان كند

اقتدارت همچنان پاینده است

گر عدو خانه به تو زندان كند

عشق تو خورشید سازد ذره را

هر دل شوریده را سلمان كند

شد دعاى بزم میلادت شها

مهدیت ما را به خود مهمان كند

شیعه مى‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

اى به دوشَت پرچم عِز و شَرَف

اى شده بر غربت دوران هدف

پورِ جود و سبط زهد و نجلِ حق

سائلان گِردِ حریمت صف به صف

مادرت بانوىِ یثرب فاطمه

بابِ تو شیرِ خدا شاهِ نجف

سلبِ آزادى شد اَز تو تا شود

سدِّ راهِ مهدى آن نورِ خَلَف

حرمتت را زیرِ پا بگذاشتند

قدر تو نشناختند اى وا اَسَف

حقْ مُقَدَّر كرد تا فرزند تو

باز هم احیا كند عدل و شرف

بى نیاز از خلق عالم مى‏شود

هر كه آرد ذرّه‏اى عشقت به كف

شیعه مى‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

عاشقان دارد صفایى سامرا

بارگاه جانفزایى سامرا

كعبه دلهاى عاشق سامرا

قبله جانهاى مایى سامرا

هم نجف هم مشهدى و هم بقیع

كاظمینى، كربلایى سامرا

زائر هر روز تو مهدى بُوَد

با نوایش آشنایى سامرا

سوى خود هر عاشقى را مى‏كشى

با كمال دلربایى سامرا

كاش من در خون خود غلطان شَوَم

تا بگیرم در تو جایى سامرا

عاشقى آواره‏ام من آمدم

كُنج تو گیرم سرایى سامرا

شیعه مى‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

شاعر:  سید محمد میر هاشمی

 

شیعیان مژده كه از پرده برون یار آمد

میلاد امام حسن عسكری

شیعیان مژده كه از پرده برون یار آمد

عسكرى پورنقى مظهر دادار آمد

گشت از كان كرم گوهر پاكى ظاهر

ز صدف آن دُر تابنده به بازار آمد

شد تولد ز سلیل آن مه تابنده حق

سامره از قدمش جنت الانهار آمد

بهر مولود حسن پورنقى از دل عرش

تهنیت باد ز خلاق، جهاندار آمد

با صفات احدى كرد تجلى به جهان

نور چشم على و احمد مختار آمد

نام نیكوش حسن، خوى حسن، روى حسن

باب مهدى زمان كاشف الاسرار آمد

حامى دین محمد (ص) متولد گردید

عسكرى فخر زمن سرور و سالار آمد

فخر ملك دوسرا جان و دل اهل ولا

خسرو هادى عشر رحمت غفار آمد

گشت از مقدم وى باغ ولایت خرم

چون كه از گلشن دین آن گل بى خار آمد

خواست حق رحمت خود را برساند بر خلق

صورتى ساخت كه با سیرت دادار آمد

نور او نور خدا بود به عالم تابید

روى او شمع هُدى بود شب تار آمد

خُلق غفارى از او خُوى رحیمى ظاهر

مظهر ذات خدا آن گل گلزار آمد

 

شاعر: قاضى نظام

 

جمال عسگرى (ع)

ولادت امام عسكری

 

باز گیتى روشن آمد از جمال عسگرى

ماه گردون شد خجل پیش هلال عسگرى

موكب اجلال او چون شد پدید از گرد راه

محور آمد هر جلالى در جلال عسگرى

هادى دین مى برد دست دعا پیش خدا

چشم حق بینش چو مى بیند جمال عسگرى

من چو گویم در مقام و حسن این كودك كه هست

منطق پیر خرد مات از كمال عسگرى

تا تقرّب بر خدا جویند خلق نه فلك

روبد هر یك بامژه گرد نعال عسگرى

عصمت زهرا عیان از چهره زیباى او

خصلت حیدر ببینى در خصال عسگرى

رشك كوثر بُرد از لعل لب جانبخش او

ماه گردیده خجل از خط و خال عسگرى

گلشن جاوید گردد هر زمین شوره زار

چون ببیند موكب فرخنده فال عسگرى

دانش سرشار او تا كرد تفسیر كتاب

عالمى سیراب گردید از زلال عسگرى

شاعر: ثابت

 

اشعار میلاد امام حسن عسکری (ع)

از ازل آب و گلم گفت : که من کوثری ام
فاطمی دین و حسینی ، حسنی ، حیدری ام

همه ی دلخوشی ام ای گل زهرا (س) این است
که خوش اقبال از این مرحمت داوری ام

سر در قصر بهشتی دلم بنوشتند
که مسلمان مرام حسن عسگری ام

چه کسی مثل من دل شده دلبر دارد ؟
چه کسی مثل تو ای دوست کند دلبری ام ؟

من که مجنونم و آشفته – تورا می خوانم
سربازار غمت-یوسف من – مشتری ام

به همه نسل بنی فاطمه سوگند که من
تا صف حشر بگویم که علی اکبری ام


آری آری بخدا کف زدن اینجاست حلال
که حسن داده مرا وعده دیدار و وصال


آسمان مهر وتولای تو داردآقا
عرش درسینه تمنای تو دارد آقا

حور و قلمان بهشت اند گدای نفست
باغ رضوان سر سودای تو دارد آقا

از شعاع افق چشم تو بالاتر چیست؟
ماه سودای قدم های تو دارد آقا

هل اتا آید وآقایی تو می خواند
جبرئیل آیت غرای تو دارد آقا

عرصه محشر وآغاز شفاعت از توست
عالمی حسرت فردای تو دارد آقا

گوشه صحن وسرایت ، حرم آل عباست
خاک سرداب گل پای تو دارد آقا


زیر پایت نظر افکن که تماشا دارد
دل آواره به خاک قدمت جا دارد


وای اگر جلوه کنی ! – جلوه نکرده این است
هرچه خون است به پای علمت می ریزد

بی تو خورشید خریدار ندارد یعنی ،
هرچه نور است ز عرش حرمت می ریزد

عمر نوح ای همه روح – تو را لازم نیست
کشتی نوح از این عمر کمت می ریزد

از دل خسته خداوند نگیرد غم تو
که سرور از دل دریای غمت می ریزد

دست خالی نرود هیچکس از درگه تو
از تهیدستی سائل درمت می ریزد


تو ابالمهدی (عج) زهرایی(س) ودوم حسنی (ع)
مجتبای دگر فاطمه (س) – آقای منی


تاکه من چون حسن عسگری (ع)آقا دارم
ز عیار گل دلبر دل زیبا دارم

زندگی زیر لوایش چه صفایی دارد !
روزگار خوشی از این قد و بالا دارم

با محبت تر از این جمله ندارم در دل
که به بالای سرم مثل تو بابا دارم

به وجود تو امام حسن عسگری(ع) است
که به کنعان دلم یوسف زهرا (س) دارم

ای بنازم به مقامت که امانت داری
من امان نامه ز امضای تولا دارم

حاجت روی جگر گوشه تو ما را کشت
ای بسا دست توسل به تو مولا دارم


مادرت منتظر آمدن مهدی (عج) توست
صبح میلاد تو هنگامه هم عهدی توست


سامرا خاک گل ماست خدا می داند
خاک من از گل مولاست خدا می داند

نظر از سامره بردار دلم را بنگر
حرم عسگری اینجاست خدا می داند

نه من از کوی تو دورم به همین منزل چند
بعد منزل نه به اینهاست خدا می داند

حج تویی کعبه تویی در دل من خانه توست
طوف کوی تو مهیاست خدا می داند

حرم و گنبد و گلدسته تو در عرش است
عرش زوار دل ماست خدا می داند

طلب و دعوت و همت همگی نزد شماست
ورنه دل قافله پیماست خدا می داند


بین مانیست کمی فاصله یابن الهادی (ع)
جز من و گرد همین قافله یابن الهادی (ع)

محمود ژولیده

 

مدح و منقبت امام حسن عسکری (ع)

کی می‌شود به سامره در «سرّ من رای»
گویم به هادی و تو سلامٌ علیکما

تا روز مرگ جان بدهم در ولایتان
حبّ شما طلب بکنم روزی از خدا

در فضل «ابومحمّد»‌ی ای چشمه کرم
«ابن الرضا»ست شهرتت ای معدن سخا!

صاحب لوای عسگر دین است باب تو
ای مادر عفیفه تو «سوسنِ» حیا

ای همچو بومسیلمه کذاب، خصم تو
تو از کجا و مدّعی جاهل از کجا؟

ای آفتاب یازدهم، سرّ احمدی
ای نورِ از سلاله خورشیدِ انّما

ای وارث ودیعه زهرا، امام نور
ای امتداد چشمه تطهیر تا شما

مسموم زهر خصم ولایت چنان حسن
مظلوم روزگار تویی مثل مرتضی

امروز چشم شیعه به صحن و سرای توست
فرزند نور، ای پسرت حجت خدا!

در پشت ابر، ماه تمام تو تا به کی؟
با پای خسته گرم طلب شیعه تا کجا؟

أین الامام؟ یا حسن عسگری، دخیل
در انتظار سامره توست، کربلا ...

محمد سعید میرزایی

 

 

اشعار میلاد امام حسن عسکری (ع)

زهی آن عبد خدایی که خدایی‌ست جلالش
صلوات از طرف خالق سرمد به جمالش

حسن بن علی این نجل جواد بن رضا را
که درود از علی و فاطمه و احمد و آلش

هر که بگرفته به رخ آبرو از خاک در او
اشک شوق آمده در چشم? چشم آب زلالش

هر که شد دور از او، گلشن فردوس، حرامش
هر که شد زائر او، وصل خداوند، حلالش

هر که بی‌مهرِ وی آرد به جزا طاعتِ سلمان
کلِّ طاعت به سر دوش شود کوهِ وبالش

او بوَد عسکری و عسکر او خیل ملایک
گو بیایند همه دیو صفت‌ها به قتالش

گرچه در تحت نظر بود، ولی فاتح دل شد
که روی سینه بوَد مهدی موعود، مدالش

خصمش از پا فتد و سر به در آرد ز جهنم
گر چه یک چند دهد حضرت دادار، مجالش

سجده بر تربتش آرند چه حور و چه ملایک
سائل سامره باشد چه نساء و چه رجالش

هر که رو بر حرمش کرد، جحیم است حرامش
هر که بر سامره‌اش پشت کند، وای به حالش

رَف‌رَفِ عقل کجا و پر پرواز عروجش؟
بیم دارم که به یک لحظه بسوزد پر و بالش

ز بهشت حرم سامره‌اش هر که گریزد
به خدا دیدن گلزار بهشت است محالش

وجه نادید? ذات ازلی، مصحف رویش
شاهکار قلم صنع الهی، خط و خالش

عوض خشم از او لال? لبخند ستاند
هر که با قهر کند روی به میدان جدالش

این عجب نیست که در عرش زند بانگ تفاخر
که به دور حرم سامره گردد مه و سالش

صلوات علی و فاطمه و خیل امامان
به کمال و به جلال و به جمال و به خصالش

گو بگردند ملایک همه‌جا ملک خدا را
نه توان دید نظیرش، نه توان یافت مثالش

از خدا تا ابدالدهر جدا مانده و مانَد
هر که از راه محبت نبرد ره به وصالش

خسروان تاج گذارند و دل از تخت بشویند
راه یابند اگر یکسره در صفِّ نعالش

مدح او گر زِ خلایق نبوَد می‌سزد آری
پسرش مهدی موعود زند دم ز مقالش

اگر از روی خداییش زند پرده به یک سو
مهر با جلو? خود ذره شود ماه هلالش

عالم دل شود آباد به یاد حرم او
گرچه کردند خراب از ره کین اهل ضلالش

اوست آن بنده که دارد به همه خلایق خدایی
او خدا نیست ولی وهم بوَد مات جلالش

قعر دریا و پر کاه خدایا چه بگویم
نظم من چون ببرد راه به دریای کمالش؟

به جز از مادر و جد و پدر و خیل امامان
این محال است، محال است که یابند همالش

اوست آن باغ بهاری که خزان دور ز دوْرش
اوست آن مهر فروزان که به حق نیست زوالش

ناز بر جنّت و فردوس کند در صف محشر
گر بوَد در کفن شیعه گیاهی ز نهالش

جان نهم در کف ساقی اگر از لطف و عنایت
دهدم جام و در آن جام بوَد عکس خیالش

خشک گردیده در این جامه قلم در کف «میثم»
چه بیارد؟ چه بگوید به چنین منطق لالش؟

استاد حاج غلامرضا سازگار

میلاد امام حسن عسگری

آن دلبری که بندگی ات را روا نوشت
مارا غلام حلقه به گوش شما نوشت
روز ازل مربی اشراق عاشقی
نام ترا به صفحه ی دلهای ما نوشت
آن خالقی که مهر تورا مُهر سینه ساخت
با لوح دل حدیث ترا آشنا نوشت
با جوهر طلا به شبستان آسمان
وصف ترا به خط جلی کبریا نوشت
با جان و دل ولایت تو خو گرفته است
خلاق عشق بندگی ات را سزا نوشت
صدها طواف،بی تو نیارزد به ارزنی
چون کعبه را به کوی شما مبتلا نوشت
بعد از خدا کریم ترینی امام من
از بس خدا به دست کریمت ثنا نوشت
آن خالقی که عادت احسان دهد ترا
دل را گدای سامره ی هل اتا نوشت
مارا غلام همت تو آفریده اند
ریزه خوران دولت تو آفریده اند
ای از کرشمه های تو روی بهار سبز
وز غمزه ی نگاه تو لیل و نهار سبز
تا زیر سایه ی تو کند عشق زندگی
باشد برای شیعه همه روزگار سبز
بی حسن تو بهشت صفایی نمیگرفت
جنات تجری است به آن نوبهار سبز
ای پرچمت به بام نظام جهان سه رنگ
لعل تو سرخ و چهره سپید،اقتدار سبز
این دل ز شرب آب ولای تو زنده است
باشد همیشه دور و بر چشمه سار سبز
از رعد و برق غمزه ی مژگان عاشقت
ابر بهار و عاطفه ی بیقرار سبز
گل میدمد ز مقدم خورشیدی شما
پشت لب فلک ز تو ای گلعذار سبز
بازار سرد منتظران از تو گرم شد
دارد هلال شیعه عجب انتظار سبز
شیعه دگر بهانه به دشمن نمیدهد
با دیدن بقیع دگر تن نمیدهد
تو محور حدیث شریف زعامتی
چشم و چراغ دین و اساس امامتی
احکام اهل بیت به تو میشود درست
در خاندان وحی چه والا اقامتی
روشن ترین چراغ هدایت به دست تست
تو قله ی امامت و دین را علامتی
ای زاده ی خلیل خلیلان بت شکن
در آتش فراق چه برد و سلامتی
هرچند در حصاری و تبعید جای تست
تو مظهر مقاومت و استقامتی
ای در برابر همه ی کفر یک تنه
الحق که مثل فاطمه کوه شهامتی
محراب از نماز تو بالا بلند شد
ای مقتدای سرو چه خوش قد و قامتی
شد خوشه ی طلایی گندم ز گونه ات
ای سفره دار عشق عجب با کرامتی
ای نور تو هماره نگهدار شیعیان
دلسوزی ات امان من النار شیعیان
دست قلم به پای ثنایت نمیرسد
مهر فلک به گرد عبایت نمیرسد
مهر و مه از افاضه ی ذرات نور تست
دست ستاره بر کف پایت نمیرسد
باید سپرد دسن عنان را بدست تو
بی تو کسی به مرز هدایت نمیرسد
آن مدعی که از تو اطاعت نمیکند
دستش تهی است چون به عطایت نمیرسد
حتی اگر امارت عالم شود نصیب
بی حکم تو کسی به کفایت نمیرسد
آب حیات چشمه ی مهر ومحبتت
به تشنگان بدون عنایت نمیرسد
تردید در امامت تو هرکه میکند
دستش به ریسمان ولایت نمیرسد
هرکس که بر ولی شما اعتنا نکرد
عهدش به روز عهد و وفایت نمیرسد
مهدی اگر دعا نکند وای بر دلم
دل را اگر صدا نکند وای بر دلم

محمود ژولیده 

جبریل می سازد برایت بهترش را

امروز دیگر سامرا مثل یتیمی
امروز دیگر سامرا آقا نداری
در آسمان آفتابی نگاهت
آن گنبدی که داشتی حالا نداری
**
دیروز از بال و پر پروانه تو
دیدیم زیر خاک ها خاکسترش را
عیبی ندارد مرقدت گنبد ندارد
جبریل می سازد برایت بهترش را
**
ای کاش در اینجا مجالی دست می داد
پای گلوی بی صدای تو بمیرم
یک حجره و یک بستر و یک باغ لاله
خیلی دلم میخواست جای تو بمیرم
**
با چشم هایی که کبود و تار هستند
روی پسر را بیش از این دیدن محال است
ای تشنه لب با لرزش دستی که داری
آب از لب این ظرف نوشیدن محال است
**
وقتی لب این کاسه پر آب آقا
بر آستان تشنه ی دندانتان خورد
از شدت برخورد این ظرف سفالی
انگار لب های کبودت خیزران خورد

منابع : سایت تبیان        
وبلاگ تیشه های اشک




دوشنبه 16 مرداد 1396 04:51 ق.ظ
What's up, after reading this amazing piece of writing i am as
well cheerful to share my know-how here with colleagues.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...