تبلیغات
انتظار وصال - اشعار و مطلب شهادت امام موسی کاظم علیه السلام
» صفحه اصلی
» مراسمات محرم 1394
» ولادت با سعادت امام حسن مجتبی ع مبارک باد
» اشعار و مطلب شهادت امام موسی کاظم علیه السلام
» اشعار مرثیه و نوحه شهادت حضرت زینب سلام الله علیها
» اشعار مدیحه و مولودی ولادت امام علی علیه السلام
» اشعار وفات حضرت ام البنین س
» اشعار مرثیه و نوحه فاطمیه - محمد مال گرد
» اشعار مرثیه و نوحه آخر صفر
» شعر نوحه زمینه اربعین حسینی
» شعر مرثیه اربعین حسینی
» شعر شهادت امام باقر (ع)
» شهادت امام جعفرصادق ع
» سرود میلاد امام حسن مجتبی ع
» شعر وفات حضرت خدیجه س
 انتظار وصال
درباره ما
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
مناجاتنامه - (شاعر:محمد مال گرد) دوباره مهمون توام ، صدام زدی بنده بیا ...مناجاتنامه - (شاعر:محمد مال گرد) یارب از بار گناهم خسته اممناجاتنامه - (شاعر:محمد مال گرد) بر درگهت آمدم دوباره تا خود کنی یاریم خدایامناجاتنامه - (حاج محمد طاهری) ای نوای دل بینوای من خدای منمناجاتنامه - یا الهی سالها اشک روان دادی مرامناجاتنامه - الـــهی یــا الـــهی یــا الــهی (شاعر ؟؟؟؟)مناجاتنامه - خداوندا گــدایت آمـــد امـــشب (شاعر ؟؟؟؟)مناجاتنامه - الـهی ای حــبیب اشـــک جــــاری (شاعر ؟؟؟؟)مناجاتنامه - بی پناهم من و سوی تو پـــناه آوردم (شاعر ؟؟؟؟)اشعار ماه مبارک رمضانخورشید ترین قبله ی خورشید تویی توبر حضرت سجاد و صفایش صلواتمیلاد زین العابدینه عید امام الساجدینه((مدیحه حضرت عباس(ع)))بریزید گل یاس، به قنداقه ی عباسمیلاد حضرت عباس(ع) - سرودمیلاد امام حسین(ع) - سرود((مدیحه میلاد امام حسین (ع)))مدیحه ولادت امام سجادعلیه السلاماشعار ماه شعبان المعظمهجران بهانه ای ست برای وصال هابی تو قفس با آسمان فرقی نداردچشمهایت حکایتی دارند که زهیر و حبیب می دانندیاحسین‌جان بیا منتظرم ـ کی‌می‌آیی حسین‌جان به برم2ز حالِ زارِ زینب دلی خبر نداردای برادرم بیا آخرِ عمرِ زینبهخوش اومدی برادرم، لحظه‌ی پر کشیدنهتو تمومِ زندگیم عشق تو مهمونِ منهآن کس که خریدارِ تو شد حضرت زینببه دریای پر از غم، امان از دلِ زینبکیست جز زینب صفای عالمیْنیه عمریه دلم حسین باهات بودتنگ غروب شد و دلم عقده‌ی خود وا می‌کنههر نوای من ـ یا حسین یا حسین یا حسین گریه های من ـ یا حسین یا حسین یا حسینحسین حسین جان برادر / نوحهوای ازدل زینب(س) داد از دل زینب(س)/ نوحهتنها گذاشتی زینب رو با کوه رنج و بلاراه چـاره نداره ، اشـکای غربـت من / نوحهزینب داره میره سفر ، با چشمایی پر ستارهموج می زنه ماتم ، تو چشم دریائیش/ نوحهامشب هلاکم می‌کنی با کنجِ ابرو یا علیصفحه ی مجنون دلم بسته به موی حیدر استامشب حرم خدا حرم شد از مقدم یار محترم شدوجه رب العالمین/ سرودسرود / وقتی كه می گم یا حیدر، دلِ من پرنده می شهسرود / محور تمـوم کائـنات ، حـیدراشعار ماه رجب المرجببا تبریک به مناسبت ولادت با سعادت امام علی ع و فرارسیدن ایام البیض ، اشعاری به همین مناسبتسرود ولادت مولا علی علیه السلام به همراه دانلود فایل صوتی سبک امشب از هر شب زیباتری کعبهزمزمه یا سرود مسجدی/ میلاد امیر المؤمنین علیه السلام حال دل حور و ملک گردیده عالی/آمد به دنیا حضرت مولی الموالیشور/امیر المؤمنین علیه السلام یا علی علی علی یا حیدر/یا حیدر یا حیدر یا حیدر علی یا حیدر...ای لنگر ثبات زمین و زمان علیفتاده مرغ دلم ز آشیان در این وادیاى ماه، مستنیر ز نور لقاى توكیستم من شاهكار ملك ذات كبریایمچرا چنین متوكل به ما جفا كردىنشاط روی چمن بین كه شُست ابر بهارفصل بهار آمد و عالم معطر استای ز سرو قد رعنا بر صنوبر طعنه زنبس كه رنگین است از عكس خزان هر سوهواخواهم امشب باز شیدایى كنمبه سر می پرورانم من هوای حضرت باقر(ع)سرود / آسمان امشب تا سحرگاهان بر سر مکه ریزد ستارهسرود/ مادر سادات عالم عید میلادت مبارکسرود /از عرش خداخبر رسیده سر زده سپیده آمد به نبی نور دو دیدهالسلام علیک یا ام البنین ... (نوحه زمینه)صاحب این عزا خود سقاست (مرثیه)یا ام الابالفضل / نوحه زمینهدل من خسته ز غم هاست کجایی عباسمنم غلام همه بچه های ام بنیناگر نشد که نهم رو به کربلای حسیناشعار ماه جمادی الثانیداره می خونه یه صدا به حال دلشکستهاسماء بریز آب روان روی دست مننوحه / تجهیز تو کردیم غریبانه شبانهمدایح فاطمیهمدایح فاطمیهمناجات با امام زمان عج در ایام فاطمیهمناجات با امام زمان عج در ایام فاطمیهمناجات با امام زمان عج در ایام فاطمیهمناجات با امام زمان عج در ایام فاطمیهخوش آمدی خوش آمدی زینب کبریزینب کبرا آمد زینت بابا آمدزلف عفاف، رشتۀ دامان زینب استدر مدح حضرت زینب سلام الله علیهااشعار ماه جمادی الاولاشعار ماه ربیع الثانیسرود / مولانا حسن حسن جانسرود / فصل غم رفت رسیده شادی میزنه لبخند امام هادیسرود / مدد 3 گل زهرا2سرود / یا امام عسگریآن دلبری که بندگی ات را روا نوشتزهی آن عبد خدایی که خدایی‌ست جلالشکی می‌شود به سامره در «سرّ من رای»از ازل آب و گلم گفت : که من کوثری امباز گیتى روشن آمد از جمال عسگرىشیعیان مژده كه از پرده برون یار آمدعاشقا، مستانگى از سر بگیر...این بارگاه قدس كه از عرش برتر است ...دوباره آمده ام تا به من بها بدهی ...روی قبرم بنویسید که خواهر بودم...حرم امن تو کافی است هراسان شده را...اشعار متفرقهتقدیم به محضر رهبرم امام خامنه ایدر ایام بمباران غزه توسط رژیم صهیونیستی ملعون این شعر در مناجات با امام زمان سروده شده است :در ایام بمباران غزه توسط رژیم صهیونیستی ملعون این شعر سروده شده است :وقتی سخن از درک بصیرت باشداشعار ماه ربیع الاولسامرا شد بیت الاحزان/ نوحهیا امام عسگری / نوحهنشسته در کنارِ من، گل زیبای شیدایی / شعر مرثیهای که چون شمع به پیشِ نظرم آب شدی/ شعر مرثیهدر فصل شهادتت خزانم/ شعر مرثیهمن دست خالی آمدم ، دست من و دامان تومگو که بی خردم هیچکس نمی خردم / شعر مناجاتی با امام رضا عآمدم ای شاه پناهم بده...ذکر نزول عطا، یا حسن و یا حسیناز تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد / شعر مرثیهآی کبوتر که نشستی روی گنبد طلابعضی وقتا که می خواد تو خلوتم یادم بیاد/ شعر مرثیه و نوحه شورگفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است/شعر مرثیهدوباره نسیمی ز غربت/دوباره غم وسوز سینهنوحه زمینه و واحد شهادت پیامبر اعظم صآخر ماه صفر مرثیه ها همینه / نوحه زمینهاز من مپرس زینب من معجرت چه شد / شعر مرثیه«چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام» / شعر مرثیهحسین جانم حسین جانمعمه جان زینب عمه جان زینبتا سایه سرت به سر محملم فتادای ساربان! ای ساربان! محمل نگهداراربعین آمده تا یاد غم یار کند...((امون از غریبی زینب واویلا واویلا 2))بین طشت زر سرخورشید زینب آمده...دوباره بوی ماتم...ایاصالح تسلیت بادا ز داغ سبط رسول الله ...بود ای ساربان اینجا منایم ...آقا بیا که ما زغمت گریه می کنیم...باز هم آوای زنگ کاروان آید بگوش...رقیه ... امانت برادر من ... رقیه ... شدی شبیه مادر من ...ناله ای در خرابه برپا شد...رفتی و دختر تو بی سروسامان مانده...وقتش رسیده دل دوباره پر بگیرد ...اشعار ماه صفراشعار ماه محرم
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
» ماه های قمری و مناسبتها
» مناسبات ملی فرهنگی
» اشعار اعیاد شعبانیه
» نظرات شما مخاطبان در وبلاگ
» پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلّم)
» امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام)
» حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
» کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
» سید الشهدا امام حسین (علیه السلام)
» سیدالساجدین امام زین العابدین(علیه السلام)
» امام محمد باقر (علیه السلام)
» شیخ الائمه امام جعقر صادق (علیه السلام)
» باب الحوائج امام موسی کاظم(علیه السلام)
» ثامن الحجج امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام)
» امام رضا و مهدویت
» جوادالائمه امام محمد تقی (علیه السلام)
» امام علی النقی الهادی (علیه السلام)
» امام حسن عسگری (ع)
» امام خمینی ره و شهدا و امام خامنه ای
» بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
» هتک حرمت به ساحت مقدس قرآن ؛
» حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)
» حضرت ام البنین (سلام الله علیها)
» کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
ابر برچسب‌ها
اشعار و مطلب شهادت امام موسی کاظم علیه السلام
+ نویسنده محمد مالگرد در 07:42 ب.ظ | نظرات()


زمینه – شهادت امام کاظم علیه السلام

یا سیدی موسی بن جعفر2بار   مددی باب الحوائج

یاس گلستان پیغمبر/ای پسر زهرا و حیدر/سیدی موسی بن جعفر

تا به فلک رفته سوز آهت/گوشه ی زندان شد قتلگاهت

فضل و شرافت بوده گناهت/گوشه ی زندان شد قتلگاهت

یا سیدی موسی بن جعفر2بار   مددی باب الحوائج

 

دیده شده با یاد تو تر/ای به همه مولا و سرور/سیدی موسی بن جعفر

گوش دلم بشنود صدای/ناله ی جانسوز مادر تو

سندی بن شاهک یهودی/تازیانه زد به پیکر تو

یا سیدی موسی بن جعفر2بار   مددی باب الحوائج

 

دل تو شد خون ازکینه و/جنایت آن خصم کافر/سیدی موسی بن جعفر

از غم تو محشری به پا شد/حق ّ رسالت چه خوش ادا شد

دست و پا بسته با غل و زنجیر/گوشه ی زندان جانت فدا شد

یا سیدی موسی بن جعفر2بار   مددی باب الحوائج

سبک نوحه

***

نوحه واحد



شده این دل بی قرارم/ثناخوان موسی بن جعفر

چرا حال زارم نباشد/پریشان موسی جعفر

همان که به زندان بغداد/شده کشته از ظلم هارون

به یاد غم بی حد او/دل عاشقانش بُود خون

به مرثیه هایش/زند ناله زهرا

واویلا واویلا/واویلا واویلا

واویلا واغربتا...

چو آباء و اَجداد پاکش/بتابد ازو نور ایمان

بَرد دل ز کُلّ ملائک/مناجات او بین زندان

بُوَد وارث داغ مادر/همان بی قرین ِ یگانه

شده رزق او وقت افطار/رطب هایی از تازیانه

به جانش رسیده/شراری ز غمها

واویلا واویلا/واویلا واویلا

واویلا واغربتا...

ولیّ خدا را به زندان/نبوده اُمید نجاتی

یهودی شده قاتل او/وَ زنده شده خاطراتی

اسیران دلخون و شام و/عُبور از محلی پر از شر

خورَد سنگ ِ کین از روی بام/سر ِ پاک فرزند حیدر

بسوزم چو شمعی/که جان گشته بر لب

دگر من نگویم/چه ها دیده زینب

واویلا واغربتا...

***


امام كاظم(علیه‌السلام) قهرمان صبر 

و استقامت در بند زندان

شهادت امام كاظم علیه السلام

می‌خواهیم از هفتمین جلوه شمس هدی، وارث ولایت كبری، فروغ تابان امامت، حضرت موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) سخن به میان آوریم. گرچه فصل فصل كتاب زندگی سراسر درخشان او درس سازندگی، عرفان، اخلاق، مبارزه، عبودیت و ارزش‌های والای دیگر است، چرا كه او خمیره‌ای از "روح‌القدس" و شكوه ابدی، و آیینه و مظهر صفات جمال و جلال خداوندی بود. می‌خواهیم از گوشه زندان او پرده برداریم، آن جا كه آزادمردی در بند را با یك جهان شكوه و وقار می‌نگریم، كه امواج نیل صبر و مقاومتش چونان موسای كلیم(علیه‌السلام) فرعون عباسی را به لجه هلاكت و فلاكت افكنده است.

او همچون الماس در زندان تاریك بود، و هارون بر سریر سلطنت چون مُهره‌ای تیره و بی بها. زندگی قهرمانانه امام كاظم(علیه‌السلام) در زندان، حقیقت توحید و ارتباط خالص با خدای بزرگ را نشان داد، و با صبر و مقاومتش بر ستمگران تاریخ آموخت كه با بند و زنجیر، نمی‌توان چراغ آزادی و فضیلت را خاموش كرد. "كاظم" كلمه نبود، بلكه یك جهان مقاومت و ایستادگی در برابر جباران شكنجه‌گر بود، شكوهی وصف ناپذیر به بلندای خورشید بود، فریادی صاعقه خیز بر خرمن هستی پلید طاغوتیان.

او همچون الماس در زندان تاریك بود، و هارون بر سریر سلطنت چون مُهره‌ای تیره و بی بها. زندگی قهرمانانه امام كاظم(علیه‌السلام) در زندان، حقیقت توحید و ارتباط خالص با خدای بزرگ را نشان داد، و با صبر و مقاومتش بر ستمگران تاریخ آموخت كه با بند و زنجیر، نمی‌توان چراغ آزادی و فضیلت را خاموش كرد.

شمشیر علی(علیه‌السلام) در دست داشت و فریاد فاطمه(سلام الله علیها) در حنجره، و خون حسین(علیه‌السلام) در رگ‌هایش جاری بود، او وجود عینی قرآن بود، حركت‌های پرصلابت، و واكنش قاطع او در برابر زورمندان زراندوز و تزویرگران سالوس صفت، چون طوفان كوبنده‌ای بود كه روزگار آنها را سیاه می‌كرد.

وصفش را از كوه دماوند پرسیدم، گفت: از من استوارتر است. از امواج كوه پیكر اقیانوس پرسیدم گفت: از من خروشان‌تر است. از خورشید پرسیدم گفت: از من درخشان‌تر است. از ماه پرسیدم گفت: از من تابان‌تر است. از غرش رعد و برق پرسیدم، گفتند: غرش او بر ستمگران جبار از غرّش ما بلندتر و نافذتر است. از خدای بزرگ پرسیدم، فرمود: بنده صالح ما است و همواره در سجده‌های طولانی با ما در راز و نیاز است. از قرآن پرسیدم، گفت: آیه آیه من در زندگیش دیده می‌شود، از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) پرسیدم، فرمود: "جبرئیل برایم این پیام را از سوی خداوند آورد، كه خداوند فرمود: موسی عبدی و حبیبی و خیرتی(1)؛ حضرت موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) بنده و دوست من، و برگزیده من از میان انسان‌ها است."

برای یافتن این مفاهیم در زندگی امام كاظم(علیه‌السلام) نظر شما را به چند نمونه از مقاومت و صبر انقلابی و پرصلابت آن حضرت در برابر هارون الرشید، پنجمین طاغوت دیكتاتور عباسی، جلب می‌كنیم:

"كاظم" كلمه نبود، بلكه یك جهان مقاومت و ایستادگی در برابر جباران شكنجه‌گر بود، شكوهی وصف ناپذیر به بلندای خورشید بود، فریادی صاعقه خیز بر خرمن هستی پلید طاغوتیان.

1ـ هارون الرشید در سال 179 ه.ق، در سفر حج وارد مدینه شد، و امام كاظم(علیه‌السلام) را به جرم این كه تسلیم حكومت جابرانه او نبود، بلكه رو در روی او قرار گرفته بود، دستگیر كرده و همراه دژخیمان بی‌رحمش به سوی بصره فرستاد، و آن حضرت را در بصره به زندان افكندند، او در زندان آن چنان صبور و مقاوم بود كه گویی حادثه‌ای در زندگی‌اش رخ نداده، بلكه مكرر به درگاه خدا سپاسگزاری می‌كرد و در دعا چنین می‌گفت: "اللهم انك تعلم انی كنت اسئلك ان تفرغنی لعبادتك، اللهم و قد فعلت فلك الحمد(2)؛ خدایا تو بر حال من آگاهی كه از درگاهت تقاضا داشتم مرا در خلوتگاه قرار دهی تا با فراغت بیشتر تو را عبادت كنم، تقاضایم را برآوردی، تو را شكر و سپاس می‌گویم."

آری آن حضرت زندانی شدن را كه در مسیر نهی از منكر بود، از نعمت‌های الهی می‌دانست، و از این كه در زندان توفیق بیشتر برای ارتباط با خدا یافته، شكر و سپاس الهی را به جای می‌آورد.

2ـ در آن هنگام كه امام كاظم(علیه‌السلام) را به زندان سخت "سِندی بن شاهك" بردند، و در آن جا تحت شكنجه‌های شدید قرار گرفت، هارون یكی از درباریان خود به نام "ربیع" را طلبید، و او را مامور كرد كه به زندان نزد امام كاظم(علیه‌السلام) برود و از او دلجویی نماید و پیشنهاد آزاد شدن از زندان را به او بدهد، و به تقاضاهایش توجه كند. ربیع در زندان، به محضر امام كاظم(علیه‌السلام) رسید و به آن حضرت چنین گفت: "برادرت (هارون) مرا نزد تو فرستاده او سلام رساند و گفت به شما چنین عرض كنم؛ چیزهایی درباره تو به من خبر داده‌اند كه مرا پریشان ساخت. از این رو، از مدینه تو را به این جا (بغداد) نزد خودم آوردم، در مورد آن چیزها تحقیق كردم دیدم، تو از همه عیوب پاك هستی، و فهمیدم كه نسبت دروغ به تو داده‌اند. اینك با خود فكر كردم كه تو را به خانه‌ات (در مدینه) بازگردانم، یا نزد خود نگهدارم، به این نتیجه رسیدم كه اگر در نزد من باشی، سینه‌ام از عداوت تو خالی‌تر خواهد شد، و دروغ بدخواهان را آشكارتر خواهد كرد، من ربیع را مامور نمودم تا هرگونه غذایی را مایل هستی و هرگونه تقاضایی داری تامین كند، با كمال راحتی از او بخواه كه بر آورده خواهد شد."

امام كاظم(علیه‌السلام) با كمال بی اعتنایی به پیام هارون، در دو جمله كوتاه و پرمعنی كه نشان دهنده مقاومت و صلابتش بود، در پاسخ ربیع فرمود: "لا حاضر مالی فینفعنی و لم اخلق سوولا؛ اموال خودم در نزد من حاضر نیست تا از آن بهره‌مند گردم، و خداوند مرا درخواست كننده از خلق نیافریده است."

آن گاه امام بی درنگ برخاست و گفت: الله اكبر و مشغول نماز شد.

هارون خواست از راه تطمیع، امام كاظم(علیه‌السلام) را بفریبد، خود را به زندان فضل بن ربیع رسانید و امام با وساطت "فضل بن ربیع" نزد هارون آمد، هارون به حضرت احترام شایانی نمود، آن گاه پرسید: "چرا به دیدار ما نمی‌آیی؟"

امام كاظم(علیه‌السلام) در پاسخ فرمود: "وسعت سلطنت و علاقه و دلبستگی تو به دنیا باعث شده كه با تو ملاقات نكنم."

ربیع، پس از انجام ماموریت، نزد هارون بازگشت و ماجرای ملاقات خود را با امام كاظم(علیه‌السلام) به هارون گزارش داد. هارون به ربیع گفت: "روحیه موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) را چگونه دیدی؟ و نظرت درباره او چیست؟"

ربیع در پاسخ گفت: "یا سیدی! لو خططت فی الارض خطه فدخل فیها موسی بن جعفر(علیه‌السلام) ثم قال لا اخرج منها ما خرج منها؛ ای سرور من! هرگاه بر روی زمین خطی ترسیم شود، و موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) وارد آن خط گردد، سپس بگوید از آن خط خارج نمی‌شوم، هرگز خارج نخواهد شد."

هارون كه امام كاظم(علیه‌السلام) را می‌شناخت و از مقاومت و اراده قاطع آن حضرت باخبر بود، سخن ربیع را تصدیق كرد و گفت: "همین گونه است كه گفتی و من بیشتر دوست دارم كه او در نزد من در همین جا (زندان بغداد) بماند." [یعنی مقاومت و استواری او آن چنان محكم است كه بازگشت او به مدینه برای حكومت ما خطر آفرین خواهد بود.]

آن گاه هارون به ربیع گفت: "این موضوع محرمانه بماند، مبادا آن را برای كسی نقل كنی."

ربیع می‌گوید: تا هارون زنده بود، از ترس او، این ماجرا را به كسی نگفتم.(3)

3ـ در مورد دیگر، هارون به وسیله یحیی بن خالد برای امام كاظم(علیه‌السلام) كه در زندان بود، پیام داد كه هرگاه به طور كوتاه عذرخواهی كنی كه از ذمه سوگندم بیرون آیم، تو را آزاد خواهم كرد، زیرا قبلا سوگند یاد نموده‌ام تا اقرار نكنی كه با من بدرفتاری نموده‌ای، تو را آزاد نسازم.

امام كاظم(علیه‌السلام) با كمال بی اعتنایی به پیام هارون، به یحیی فرمود: "مرگ من نزدیك است و بیش از یك هفته در دنیا باقی نخواهم بود."(4)

شهادت امام كاظم علیه السلام

4ـ هارون خواست از راه تطمیع، امام كاظم(علیه‌السلام) را بفریبد، خود را به زندان فضل بن ربیع رسانید و امام با وساطت "فضل بن ربیع" نزد هارون آمد، هارون به حضرت احترام شایانی نمود، آن گاه پرسید: "چرا به دیدار ما نمی‌آیی؟"

امام كاظم(علیه‌السلام) در پاسخ فرمود: "وسعت سلطنت و علاقه و دلبستگی تو به دنیا باعث شده كه با تو ملاقات نكنم."

هارون مقداری درهم و دینار و خلعت، به آن حضرت اهدا كرد، امام كاظم(علیه‌السلام) آن را پذیرفت، و هنگام پذیرفتن چنین فرمود: "سوگند به خدا اگر هزینه مساله ازدواج مجرد‌های خاندان ابوطالب و در نتیجه قطع نسل آنها نبود، هرگز این پول‌ها را نمی‌پذیرفتم."

امام كاظم(علیه‌السلام) پس از این سخن، روی خود را به عنوان اعتراض از هارون برگردانید، و حمد و سپاس الهی را به جای آورد.(5)

5ـ هارون در ملاقاتی به امام كاظم(علیه‌السلام) عرض كرد: "فدك را (كه حق شما است) بگیر تا آن را در اختیار شما بگذارم." امام امتناع ورزید تا این كه پس از اصرار بسیار هارون، امام فرمود: "آن را با حدودی كه دارد می‌گیرم."

هارون گفت: حدود آن چقدر است؟

امام كاظم (علیه‌السلام) فرمود: "اگر حدود آن را مشخص كنم، آن را در اختیار من نمی‌گذاری."

هارون گفت: به حق جدت سوگند، آن را در اختیار شما می‌گذارم.

امام كاظم (علیه‌السلام) فرمود: "حد اول آن، عدن است؛ حد دوم آن سمرقند است؛ حد سوم آن آفریقا است؛ و حد چهارم آن سیف البحر نزدیك جزایر ارمنستان است."

امام هنگامی كه این حدود را نام می‌برد، رنگ هارون لحظه به لحظه تغییر می‌كرد، به طوری كه سیاه شد و فریاد زد: "دیگر برای ما چیزی نماند بنابراین بر مسند من بنشین." [یعنی تو خواهان حكومت هستی، و با این بیان می‌گویی زمام امور رهبری باید در دست من باشد.]

امام كاظم(علیه‌السلام) فرمود: "من كه گفتم اگر حدود فدك را مشخص كنم آن را در اختیارم نمی‌گذاری." در این هنگام هارون تصمیم گرفت تا آن حضرت را به قتل برساند.(6)

امام كاظم علیه السلام شمشیر علی(علیه‌السلام) در دست داشت و فریاد فاطمه(سلام الله علیها) در حنجره، و خون حسین(علیه‌السلام) در رگ‌هایش جاری بود، او وجود عینی قرآن بود، حركت‌های پرصلابت، و واكنش قاطع او در برابر زورمندان زراندوز و تزویرگران سالوس صفت، چون طوفان كوبنده‌ای بود كه روزگار آنها را سیاه می‌كرد.

6ـ هنگامی كه امام كاظم(علیه‌السلام) در زندان بود، هارون به دلیل مقاصد شومی كه داشت، كنیز زیبارویی را به عنوان خدمتگذاری به امام، به زندان فرستاد، آن كنیز را به زندان آوردند، و مراحم و الطاف هارون را به عرض امام رساندند. [هارون می‌خواست از این طریق، امام را از خود خشنود سازد] امام آن كنیز را نپذیرفت و به عامری (شخصی كه واسطه رساندن كنیز شده بود)، فرمود: به هارون بگو "بل انتم بهدیتكم تفرحون؛ بلكه این شمایید كه به هدایایتان شاد هستید."(7)

عامری بازگشت و ماجرا را به هارون گفت، هارون خشمگین شد و به عامری گفت: "به موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) بگو نه ما با رضایت تو، تو را زندانی كرده‌ایم و نه با رضایت تو خدمتگذار به نزد تو فرستاده‌ایم." سپس كنیز را در آن جا رها كن و بیا، آن گاه خادم خود را مامور كرد تا محرمانه وضع امام و كنیز را به او گزارش دهد. خادم پس از مدتی به هارون گزارش داد كه آن كنیز آن چنان تحت تاثیر چهره ملكوتی امام كاظم قرار گرفته كه به سجده افتاده و سر از سجده برنمی‌دارد، و مكرر خدا را تسبیح و تقدیس می‌كند و می‌گوید "قدوس سبحانك سبحانك."

هارون گفت سوگند به خدا موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) او را سحر نموده، او را نزد من بیاور، عامری كنیز را نزد هارون آورد، در حالی كه كنیز از خوف خدا به شدت می‌لرزید هارون گفت: این چه حالی است كه پیدا كرده‌ای؟ كنیز گفت: "امام را دیدم شب و روز غرق در عبادت و تسبیح است به آن حضرت گفتم برای خدمتگذاری شما آمده‌ام، چه كاری داری تا انجام دهم؟ فرمود: نیازی به تو ندارم، اینها چه خیال می‌كنند ناگاه به سویی متوجه شد، من نیز به آن سو متوجه شدم، باغی پرصفا با حوریان و غلمان دیدم، بی اختیار به سجده افتادم، تا این غلام مرا به این جا آورد.

هارون خشمگین شد و دستور داد آن زن را تحت نظر بگیرند تا وقایع زندان را به كسی خبر ندهد، او هم چنان تحت نظر مشغول عبادت بود تا از دنیا رفت.(8)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- محدث كلینی، اصول كافی، ج1، ص528، حدیث لوح.

2- شیخ مفید، ارشاد مفید (ترجمه شده) ج2، ص232.

3- محدث قمی، انوار البهیه، ص303 و 304.

4- همان.

5- شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج1، ص76/ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج48، ص217.

6- محقق سروی، مناقب آل ابی طالب، ج4، ص321.

7- نمل (27) آیه 36، این سخن در قرآن از زبان حضرت سلیمان(علیه‌السلام) نقل شده كه به هدیه آورندگان بلقیس (ملكه كافر سبا) فرمود.

8- محقق سروی، مناقب آل ابی طالب، ج4، ص298.





دوشنبه 16 مرداد 1396 08:09 ب.ظ
I take pleasure in, cause I discovered exactly what I used to be
taking a look for. You have ended my 4 day lengthy hunt!
God Bless you man. Have a great day. Bye
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:25 ق.ظ
Awesome article.
سه شنبه 13 تیر 1396 11:56 ق.ظ
Hello i am kavin, its my first occasion to commenting anywhere, when i read
this post i thought i could also create comment due to this sensible article.
دوشنبه 5 تیر 1396 08:32 ب.ظ
Thanks for finally talking about >انتظار وصال - اشعار و مطلب شهادت امام موسی کاظم علیه السلام <Loved it!
چهارشنبه 3 خرداد 1396 06:55 ب.ظ
I think the admin of this web site is genuinely working hard for his web page, because here every
material is quality based stuff.
جمعه 8 اردیبهشت 1396 01:05 ب.ظ
Hello to all, since I am genuinely eager of reading this
website's post to be updated regularly. It includes fastidious material.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:42 ق.ظ
These are in fact enormous ideas in on the topic
of blogging. You have touched some fastidious things here.
Any way keep up wrinting.
سه شنبه 15 فروردین 1396 12:47 ق.ظ
My brother suggested I might like this website. He was totally right.

This post actually made my day. You cann't imagine just how much time I had
spent for this info! Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...